تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
( 1 ) ابو بكر خواست او را به مدينه برگرداند ، در آن باره از پيامبر پرسيد ، فرمود او را بگو غسل كند و سپس محرم شود . كثير بن هشام ، از فرات بن سلمان از عبد الكريم ، از سعيد بن مسيب ما را خبر داد كه مىگفته است * به اسماء دختر عميس در حالى كه زائو بود فرمان داده شد محرم شود . اسماعيل بن عبد الله بن ابى اويس ، از مالك بن انس ، از عبد الرحمان بن قاسم از پدرش ما را خبر داد كه اسماء دختر عميش مىگفته است * محمد بن ابى بكر را در منطقهء بيداء زاييد است و ابو بكر اين موضوع را به عرض رسول خدا رسانده و آن حضرت فرموده است بايد كه غسل كند و سپس تلبيه گويد . محمد بن عبد الله انصارى ، از ابن جريج ما را خبر داد كه مىگفته است * جعفر بن محمد از جابر ما را خبر داد كه چون پيامبر ( ص ) به ذو الحليفه رسيد آنجا نماز گزارد ، اسماء هم همان جا محمد بن ابى بكر را زاييد و به پيامبر پيام داد كه چه بايد انجام دهد ، رسول خدا او را فرمان داد پارچه‌اى بر خود استوار ببندد و سپس غسل كند و تلبيه بگويد و محرم شود . يزيد بن هارون ، از اسماعيل بن ابى خالد ، از قيس بن ابى حازم ما را خبر داد و گفت همراه پدرم پيش ابو بكر كه مردى سپيد پوست و لاغر بود رفتيم ، دستهاى اسماء را ديدم كه رنگ حنا بر آن نمايان بود ، گويد عفان بن مسلم در حديثى كه از خالد بن عبد الله از اسماعيل ، از قيس براى ما نقل كرد اين را افزود كه اسماء مگس‌ها را از ابو بكر دور مىكرد . وكيع بن جراح از شعبه از سعد بن ابراهيم ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو بكر وصيت كرد كه جنازه‌اش را همسرش اسماء دختر عميس غسل دهد . و همو ، از محمد بن شريك از ابن ابى مليكه هم همينگونه ما را خبر داد كه ابو بكر وصيت كرد اسماء او را غسل دهد و باز همو و فضل بن دكين از سفيان از ابراهيم بن مهاجر از ابراهيم ما را خبر دادند كه مىگفته است * پيكر ابو بكر را همسرش اسماء غسل داد . عمرو بن عاصم كلابى ، از همّام ، از قتاده براى ما نقل كرد كه پيكر ابو بكر صديق را همسرش اسماء غسل داده است . عبد الله بن نمير از سعيد از قتاده از حسن بصرى ما را خبر داد كه ابو بكر وصيت كرد پيكرش را اسماء غسل دهد . و همو ، از اسماعيل بن ابى خالد از سعيد بن ابى بردة ، از ابو بكر بن حفص ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو بكر به اسماء دختر عميس وصيت كرد كه چون درگذشت او را
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 295 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد