( 1 )
فاطمه دختر ابو جيش
بن مطلب بن اسد بن عبد العزى بن قصى ، او را عبد اللّه بن جحش بن رئاب به همسرى گرفت و فاطمه براى او محمد بن عبد اللّه بن جحش را زاييد .
وكيع بن جراح از هشام بن عروة از پدرش عروه از گفتهء خالهاش عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * فاطمه دختر ابو جيش به حضور پيامبر آمد و گفت اى رسول خدا من زنى هستم كه استحاضه شدهام و پاك نمىشوم آيا نماز خواندن را رها كنم ؟ فرمود اين نوعى خونريزى است و حيض شمرده نمىشود . هر گاه خون حيض ديدى و هنگام آن فرا رسيد نماز گزاردن را رها كن و چون مدت حيض سپرى شد ، خون را از خود بشوى و نماز بگزار .
بسرة دختر صفوان
بن نوفل بن اسد بن عبد العزى بن قصى ، مادرش سالمة دختر امية بن حارثة بن اوقص بن مرة بن هلال بن فالج بن ذكوان بن ثعلبة بن بهثه بن سليم است . عقبة بن ابى معيط بن ابى عمرو بن اميه برادر مادرى اوست ، بسره همسر مغيرة بن ابى العاص بوده و براى او معاوية بن مغيره را آورده است و او همان كسى است كه به هنگام بازگشت پيامبر ( ص ) از احد كشته شده است . « 1 » و او پدر بزرگ مادرى عبد الملك بن مروان است كه مادر عبد الملك عايشه دختر معاوية بن مغيره است .
بسرة از پيامبر ( ص ) حديثى دربارهء كسى كه به آلت خود دست كشد نقل كرده است كه با اسناد زير براى ما روايت شده است .
واقدى از معمر ، از زهرى از عبد اللّه بن ابى بكر بن حزم ما را خبر داد كه مىگفته است * از عروة بن زبير شنيدم كه مىگفت از مروان بن حكم شنيدم كه مىگفت بسرة دختر صفوان مىگفت از حضرت ختمى مرتبت شنيدم مىفرمود * هر كس از شما به آلت خود دست كشيد بايد كه وضو بگيرد .
هامش
( 1 ) معاوية بن مغيره از مشركان گريخته از احد است . او شب را نزديك مدينه خوابيد و فردا به خانهء عثمان پناه برد .
پيامبر ( ص ) سه روز به او مهلت دادند كه برود نرفت و كشته شد . به ترجمهء مغازى ، ص 224 مراجعه فرماييد .