( 1 ) خانه داشت با تيشه ريز ريز كرد و مىگفت ما تا كنون از تو در فريب بوديم .
وكيع بن جراح از هشام بن عروه از پدرش عروه از خالهاش عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * هند به حضور رسول خدا آمد و گفت اى رسول خدا ! ابو سفيان مردى بخيل است به من و فرزندانم به ميزان كافى پرداخت نمىكند مگر اينكه بدون آگهى او خودم از اموالش بردارم ، پيامبر فرمود « با روش پسنديده آنچه را كه تو و فرزندانت را كفايت كند بردار » .
عبد اللّه بن جعفر رقى ، از ابو المليح از ميمون بن مهران ما را خبر داد كه مىگفته است * گروهى از زنان كه هند دختر عتبة بن ربيعه يعنى مادر معاويه هم با آنان بود براى بيعت به حضور پيامبر ( ص ) آمدند هنگامى كه رسول خدا فرمود از شرطهاى بيعت بانوان اين است كه شرك نورزند و دزدى نكنند ، هند گفت اى رسول خدا ! ابو سفيان مردى بخيل است آيا اگر بدون اجازهاش از خوراكهاى او بردارم بر من پروايى است ؟ گويد پيامبر ( ص ) در مورد غذاهاى تازه و پخته اجازه فرمود و در مورد غذاهاى ناپخته - مواد آنها - اجازه نداد ، و چون فرمود شرط ديگر اين است كه زنا ندهند ، هند گفت مگر زن آزاده زنا مىدهد ؟ و چون فرمود و فرزندانشان را نكشند ، هند گفت مگر براى ما پسرى باقى گذاردى آنان را در جنگ بدر كشتى و پيامبر فرمود و نبايد در كار پسنديده از فرمان تو سرپيچى كنند ، ميمون بن مهران كه از راويان اين روايت است مىگفته است * خداوند براى پيامبر ( ص ) بر زنان جز اطاعت در معروف را مقرر نفرموده است و معروف هر چيزى است كه طاعت و فرمانبردارى خدا باشد .
عبد اللّه بن موسى از عمر بن ابى زائدة ما را خبر داد كه از شعبى شنيده كه مىگفته است * زنان براى بيعت كردن به حضور پيامبر ( ص ) آمدند ، پيامبر فرمودند با اين شرطها بيعت مىكنيد كه براى خداوند هيچ چيز را شريك قرار ندهيد ، هند گفت بدون ترديد بر اين موضوع معتقديم ، و چون پيامبر فرمود و دزدى مكنيد هند گفت من پيش از اين از اموال ابو سفيان بر مىداشتم ، از ابو سفيان كه حضور داشت گفت آنچه از مال من برداشتهاى بر تو حلال باد ، و چون پيامبر فرمود و زنا مكنيد ، هند گفت مگر زن آزاده زنا مىدهد ؟ و چون فرمود فرزندانتان را مكشيد ، هند گفت تو آنان را كشتى .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 248
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٤٨