تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
( 1 ) محمد بن عمر واقدى ، از مغيرة بن عبد الرحمان اسدى ، از گفتهء خويشاوندانش ما را خبر داد كه مىگفته‌اند * از حكيم بن حزام « 1 » پرسيديم آيا رسول خدا ( ص ) بزرگتر بوده است يا خديجه ؟ گفت خديجه از پيامبر ( ص ) پانزده سال بزرگتر بود ، و پيش از آنكه پيامبر ( ص ) زاده شود نماز گزاردن بر عمه‌ام خديجه حرام مىشده است ، واقدى در توضيح اين سخن حكيم بن حزام مىگويد منظور حكيم اين بوده كه خديجه پيش از زاده شدن رسول خدا حيض مىشده است و حكيم خواسته است با اصطلاح اسلامى سخن بگويد . على بن محمد بن عبد اللّه قرشى ، از ابو عمرو مدينى ، از طلحة بن عبد اللّه تيمى ، از ابو بحترى خزاعى و از ابو زبير و آن دو از سعيد بن جبير از ابن عباس ما را خبر داد كه مىگفته است * زنان مكه در جشنى كه ماه رجب داشته‌اند انجمن مىساخته‌اند و در بزرگداشت آن روز هيچ چيز را فرو نمىگذاشتند و هر چه لازم بود مىآوردند يك بار كه در آن جشن كنار بتى نشسته و معتكف بودند هيأت و شبح مردى در ديدهء آنان پديدار شد و چون نزديك رسيد با همهء توان خود فرياد برآورد كه اى زنان تيماء « 2 » - اى زنان گمراه - همانا به زودى در شهر شما پيامبرى به نام احمد به رسالت از سوى خدا برانگيخته مىشود ، هر زنى كه مىتواند همسر او شود چنان كند ، زنان به سوى آن شبح سنگ پراندند و او را نكوهش كردند و سخن درشت گفتند . خديجه خاموش ماند و آن سخن را به انديشه سپرد و نسبت به آن شبح هيچ كارى از كارهاى آن زنان را انجام نداد . محمد بن عمر واقدى ، از موسى بن شيبة ، از عميرة دختر عبيد اللّه بن كعب بن مالك ، از ام سعد دختر سعد بن ربيع ، از نفيسه دختر اميّة كه خواهر يعلى بن اميه است ما را خبر داد كه مىگفته است * خديجه بانويى بسيار شريف و داراى ثروت سرشار و بازرگانى بوده است و كاروان بازرگانى خويش را به شام گسيل مىداشت و اهميت و ارزش كاروان او به اندازهء كاروان همهء قريش بود . او مردان را به مزدورى مىگرفت و اموالى براى مضاربه در اختيارشان مىنهاد . هنگامى كه رسول خدا ( ص ) كه در مكه به امين شهرت داشت به بيست و پنج سالگى رسيد خديجه به آن حضرت پيام داد و خواهش كرد به همراهى ميسره كه غلام خديجه بود كاروان بازرگانى او را به شام همراهى فرمايد و گفت من دو برابر آنچه به افراد
هامش
( 1 ) حكيم بن حزام برادرزادهء حضرت خديجه و از مردان شريف و محترم قريش و داراى عمرى دراز و تا سال 54 هجرى زنده بوده است ، به زركلى ، الاعلام ، ج 2 ، ص 298 مراجعه شود . ( 2 ) تيماء : به معنى فلات و گمراه است و نام جايى هم در شمال شبه جزيرهء عربستان است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 12 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد