( 1 ) آزاد كرده و وابستهء زبير بن عوام ما را خبر داد كه مىگفته است * از حكيم بن حزام شنيدم مىگفت هنگام ازدواج رسول خدا با خديجه ، خديجه چهل ساله و پيامبر ( ص ) بيست و پنج ساله بودند ، حكيم مىافزوده است كه خديجه دو سال از من بزرگتر بود او پانزده سال پيش از سال فيل متولد شده بود و من سيزده سال پيش از سال فيل زاده شدهام .
محمد بن عمر واقدى ، از معمر ، از زهرى ، از عروه ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * نخستين كسى كه مسلمان شده است خديجه است .
همچنين واقدى ، از ابن وهب از نافع بن جبير بن مطعم ما را خبر داد كه مىگفته است * نخستين كس كه مسلمان شده است خديجه بوده است .
محمد بن عمر واقدى از ابن ابى ذئب از زهرى ما را خبر داد كه مىگفته است * حضرت ختمى مرتبت و خديجه روزگارى دراز پوشيده نماز مىگزاردند .
يحيى بن فرات قزاز - ابريشم فروش - از سعيد بن خيثم هلالى ، از اسد بن عبيدة بجلى از پسر يحيى بن عفيف از گفتهء پدر بزرگش عفيف كندى ما را خبر داد كه مىگفته است * به روزگار جاهلى به مكه آمدم و مىخواستم براى افراد خانوادهام چيزى از پارچه و عطر مكه بخرم ، كنار عباس بن عبد المطلب نشستم ، در همان هنگام كه پيش او بودم و به كعبه مىنگريستم و خورشيد حلقه زده بود و برآمده بود ناگاه جوانى آمد و چون نزديك كعبه رسيد سر به سوى آسمان كرد و به آن نگريست و سپس رو به كعبه ايستاد و كعبه را كاملا رو به روى خود قرار داد در اين هنگام نوجوانى آمد و سمت راست او ايستاد چيزى نگذشت كه بانويى آمد و پشت سر ايشان ايستاد ، آنگاه جوان به ركوع رفت و آن نوجوان و بانو هم به ركوع رفتند و چون او سر از ركوع برداشت آن دو هم چنان كردند ، پس از آن آن جوان به سجده درآمد و آنان هم به سجده افتادند ، عفيف مىگويد به عباس گفتم كارى بزرگ مىبينم ، عباس گفت آرى كارى بزرگ ، مىدانى كه اين جوان كيست ؟ گفتم نه نمىدانم ، گفت اين محمد بن عبد اللّه بن عبد المطلب برادرزادهء من است ، مىدانى اين نوجوان كيست ؟ گفتم نمىدانم . گفت على بن ابى طالب بن عبد المطلب برادرزادهء ديگر من است ، مىدانى كه اين بانو كيست ؟ گفتم نمىدانم . گفت اين خديجه دختر خويلد همسر برادرزادهء من است . اين برادرزادهام كه مىبينى براى ما مىگويد كه خداى او كه خداى
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 14
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٤