تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
( 1 )

خولة دختر هذيل

بن هبيرة بن قبيصة بن حارث بن حبيب بن حرفة بن ثعلبة بن بكر بن حبيب بن عمرو بن غنم بن تغلب ، مادرش دختر خليفة بن فروة بن فضالة بن زيد بن امرؤ القيس بن خزرج كلبى و خواهر دحية بن خليفه كلبى است . هشام بن محمد ، از شرقى بن قطامى « 1 » ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) خوله دختر هذيل را براى خود عقد فرمود و آن زن ميان راه و پيش از آن كه به حضور ايشان برسد درگذشت و مربى و پرورش دهنده او خاله‌اش خرنق دختر خليفه و خواهر دحية بن خليفه كلبى بود .

شراف دختر خليفة

بن فروة و خواهر دحية بن خليفه كلبى . هشام بن محمد بن سائب از شرقى بن قطامى ما را خبر داد كه مىگفته است * چون خوله دختر هذيل درگذشت رسول خدا ( ص ) شراف دختر خليفه و خواهر دحيه كلبى را عقد فرمود ولى با او زفاف نكرد . محمد بن عمر واقدى ، از ثورى ، از جابر از عبد الرحمان بن سابط ما را خبر داد كه مىگفته است پيامبر ( ص ) زنى از قبيلهء كلب را خواستگارى كرد و عايشه را فرمود برود و او را ببيند ، عايشه رفت و برگشت پيامبر ( ص ) پرسيدند چه ديدى ؟ گفت چيز تازه‌يى نديدم ، رسول خدا فرمود چيز تازه و شگفتى ديده‌اى ، بر گونه‌اش خالى ديدى كه همهء موهايت بر بدنت سيخ شد ، عايشه گفت اى رسول خدا رازى از تو پوشيده نمىماند . محمد بن عمر واقدى ، از ثورى ، از جابر از مجاهد ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر از هر كس خواستگارى مىكرد اگر پاسخ رد مىشنيد ديگر تكرار نمىفرمود ، از زن بيوه‌يى خواستگارى كرد ، گفت باشد تا با پدرم رايزنى كنم ، پدرش را ديد و اجازه داد ، زن
هامش
( 1 ) وليد بن حصين معروف به شرقى بن قطامى از نسب شناسان و محدثان نيمهء اول سدهء دوم هجرى و مورد كمال توجه منصور دوانيقى است ، و مىبينيد كه احاديث او بدين صورت نمىتواند مسند باشد كه راوى يا راويانى از قلم افتاده‌اند .