تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 771

مساهمون:

ص٧٧١
( 1 )

عمرو بن مرّة جملى

او از تيرهء مراد است و مراد از مذحج است . ابو نوح قراد از گفتهء شعبه نقل مىكرد كه مىگفته است * هر گاه عمرو بن مره را در نماز مىديدم - چنان حال خوشى داشت - كه گمان مىكردم بدون مستجاب شدن دعايش پس از نماز نخواهد بود . گويد محمد بن عمر واقدى ما را خبر داد و گفت از سفيان ثورى شنيدم كه مىگفت * عمرو بن مره به سال يكصد و هيجده درگذشت . گويد فضل بن دكين مىگفت * عمرو بن مره به سال يكصد و شانزده درگذشت . گويد محمد بن عبد الله بن نمير ما را خبر داد كه احمد بن بشير ، از گفتهء مسعر به آنان گفته است كه * خودم در تشييع جنازه عمرو بن مره شنيدم عبد الملك بن ميسره مىگفت : من او را بهترين آدم مىپندارم .

عبد الملك بن عمير لخمى

كنيه‌اش ابو عمر و همپيمان خاندان عدى بن كعب قريش است . گويد خلف بن تميم ما را خبر داد و گفت * از اسماعيل بن ابراهيم بن مهاجر در بارهء سال تولد عبد الملك بن عمير پرسيدم ، گفت : من خود از او سال زادش را پرسيدم گفت سه سال باقى مانده از خلافت عثمان زاده شده است . گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از ابو بكر بن عياش ما را خبر داد كه مىگفته است * روزى پيش عبد الملك بن عمير بودم به من گفت يكصد و سه سال از عمر من گذشته است . گويد سفيان بن عيينة مىگفت * در اين روزگار اين دو تن سالخورده‌ترين مردم كوفه‌اند و هر يك صد سال دارند يعنى عبد الملك بن عمير و زياد بن علاقه . سفيان مىگويد كه شنيدم عبد الملك بن عمير مىگفت * به خدا سوگند هنگامى كه حديثى را نقل مىكنم حتى يك حرف آن را رها نمىكنم . گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از گفتهء ابو بكر بن عياش ما را خبر داد كه مىگفته