( 1 )
عمرو بن مرّة جملى
او از تيرهء مراد است و مراد از مذحج است .
ابو نوح قراد از گفتهء شعبه نقل مىكرد كه مىگفته است * هر گاه عمرو بن مره را در نماز مىديدم - چنان حال خوشى داشت - كه گمان مىكردم بدون مستجاب شدن دعايش پس از نماز نخواهد بود .
گويد محمد بن عمر واقدى ما را خبر داد و گفت از سفيان ثورى شنيدم كه مىگفت * عمرو بن مره به سال يكصد و هيجده درگذشت .
گويد فضل بن دكين مىگفت * عمرو بن مره به سال يكصد و شانزده درگذشت .
گويد محمد بن عبد الله بن نمير ما را خبر داد كه احمد بن بشير ، از گفتهء مسعر به آنان گفته است كه * خودم در تشييع جنازه عمرو بن مره شنيدم عبد الملك بن ميسره مىگفت :
من او را بهترين آدم مىپندارم .
عبد الملك بن عمير لخمى
كنيهاش ابو عمر و همپيمان خاندان عدى بن كعب قريش است .
گويد خلف بن تميم ما را خبر داد و گفت * از اسماعيل بن ابراهيم بن مهاجر در بارهء سال تولد عبد الملك بن عمير پرسيدم ، گفت : من خود از او سال زادش را پرسيدم گفت سه سال باقى مانده از خلافت عثمان زاده شده است .
گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از ابو بكر بن عياش ما را خبر داد كه مىگفته است * روزى پيش عبد الملك بن عمير بودم به من گفت يكصد و سه سال از عمر من گذشته است .
گويد سفيان بن عيينة مىگفت * در اين روزگار اين دو تن سالخوردهترين مردم كوفهاند و هر يك صد سال دارند يعنى عبد الملك بن عمير و زياد بن علاقه .
سفيان مىگويد كه شنيدم عبد الملك بن عمير مىگفت * به خدا سوگند هنگامى كه حديثى را نقل مىكنم حتى يك حرف آن را رها نمىكنم .
گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از گفتهء ابو بكر بن عياش ما را خبر داد كه مىگفته