( 1 ) گويد : چون عمر بن عبد العزيز عهدهدار خلافت شد ، عون بن عبد الله و ابو الصباح موسى بن ابى كثير و عمر بن حمزه پيش او رفتند و در بارهء اعتقاد به ارجاء با او گفتگو و مناظره كردند . ايشان چنين پنداشتهاند كه عمر بن عبد العزيز با ايشان موافقت كرده و در هيچ مورد مخالفت نكرده است . او محدثى مورد اعتماد بوده و بسيارى از حديثها را به صورت مرسل - بدون ذكر اسناد - نقل مىكرده است .
عبد الله بن ابى مجالد
وابسته و آزاد كردهء قبيلهء ازد و داماد مجاهد بوده است .
ابو اسحاق سبيعى
نامش عمرو پسر عبد الله بن على بن احمد بن ذى يحمد بن سبيع بن سبع صعب بن معاوية بن كثير بن مالك بن جشم بن حاشد بن جشم بن خيران بن نوف بن همدان است .
گويد حسن بن موسى ، از زهير ، از ابو اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است * پدر بزرگم پيش عثمان آمده است ، عثمان از او پرسيده است كه اى شيخ چند تن از نانخورها و عائلهات همراه تو هستند ؟ او توضيح داد . عثمان گفت : ما براى تو پانزده يعنى هزار و پانصد درم مقررى قرار داديم و براى هر يك از عائله تو صد درم مقرر داشتيم .
اسود بن عامر از شريك نقل مىكرد كه مىگفته است * ابو اسحاق به روزگار خلافت عثمان متولد شده است . و گمان مىكنم شريك گفت كه سه سال از خلافت عثمان باقى مانده متولد شده است .
سفيان مىگويد استادان ما مىگفتند كه * شعبى و ابو اسحاق جايى بودند ، شعبى به ابو اسحاق گفت : تو از من بهترى . ابو اسحاق پاسخ داد كه به خدا سوگند من از تو بهتر نيستم و بى هيچ گفتگو تو از من بهتر و سالخوردهترى .
گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از گفتهء زهير ما را خبر داد كه ابو اسحاق مىگفته