تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 770

مساهمون:

ص٧٧٠
( 1 ) است * روز جمعه‌يى پشت سر على ( ع ) نماز گزارده است . [ 1 ] او مىگفته است : در سختى گرما و پس از آنكه ظهر شد على ( ع ) نماز جمعه گزارد و ابو اسحاق او را كه ايستاده بوده ديده است كه موهاى ريش او سپيد و جلو سرش كم مو بوده است . گويد فضل بن دكين ، از يونس پسر ابو اسحاق ، از خود ابو اسحاق نقل مىكرد كه مىگفته است * على ( ع ) را ديدم و چنين بود كه پدرم به من گفت : اى عمرو برخيز و امير مؤمنان را بنگر . من به او نگريستم ، ريش او را كه پهن و پرپشت بود . خضاب بسته نديدم . گويد روح بن عبادة ، از شعبه ما را خبر داد كه مىگفته است * از ابو اسحاق شنيدم كه مىگفت * به روزگار حكومت معاويه در خراسان بوديم و نماز جمعه نمىگزارديم . گويد حجاج ، از شعبه نقل مىكرد كه مىگفته است * ابو اسحاق از ابو بخترى طايى بزرگتر بوده است . گويد حسن بن موسى ، از گفتهء زهير ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو اسحاق را در حالى كه با ما نماز مىگزارد ديدم كه ميان نماز گاهى شب كلاه خود را از زمين بر مىدارد و بر سر خود مىنهد يا از سر خود بر مىدارد و بر زمين مىنهد . گويد احمد بن عبد الله بن يونس ما را خبر داد و گفت از ابو بكر بن عياش شنيدم كه مىگفت * ابو اسحاق هنگامى كه درگذشت صد ساله بود يا آنكه فقط گفت صد بدون آنكه سال را بگويد . [ 2 ] گويد ابو نعيم ما را خبر داد و گفت * ابو اسحاق به نود و هشت يا نود و نه سالگى رسيد و به سال يكصد و بيست و هشت درگذشت . [ 3 ] گويد يحيى بن سعيد قطّان مىگفت * ابو اسحاق روزى كه ضحاك وارد كوفه شد ، به سال يكصد و بيست و نه درگذشت . گويد موسى بن داود گفت از سفيان ثورى شنيدم كه به سال يكصد و پنجاه و هشت مىگفت * اينك شصت و يك سال دارم و ابو اسحاق سبيعى سى سال است درگذشته است و گاه از ابو اسحاق مىشنيدم مىگفت كه صله شصت سال پيش از اين براى ما چنين حديث كرد .
هامش
[ 1 ] . در اين هنگام ابو اسحاق كودك هفت هشت ساله بوده است . [ 2 ] . ملاحظه مىفرماييد نمونه امانت راويان در نقل حديث است . [ 3 ] . ملاحظه مىفرماييد در اين صورت تولد او به سال سى هجرى يعنى پنج سال باقى مانده از خلافت عثمان بوده است و همين اختلاف روايات موجب اختلاف ثبت تاريخ مىشود .