( 1 ) موجب غسل مىشود ؟ گفت : هنگامى كه ختنهگاهها به يك ديگر برسد . [ 1 ]
گويد طلق بن غنّام ما را خبر داد و گفت از ابو اسرائيل شنيدم مىگفت * هر گاه عبد الرحمان بن اسود را مىديدم با خود مىگفتم دهقانى از دهقانهاى عرب است كه لباس پوشيدن و عطر زدن و بر مركب سوار شدنش مانند ايشان بود . او را سوار بر ماديان مىديدم .
گويد فضل بن دكين ، از فطر ما را خبر داد كه مىگفته است * عبد الرحمان بن اسود سوار بر ماديان مىآمد .
گويد فضل بن دكين ، از فطر ما را خبر داد كه مىگفته است * عبد الرحمان بن اسود را ديدم كه جامهء خز مىپوشد و موهاى خود را با حنا رنگ مىكند .
گويد طلق بن غنّام نخعى ، از گفتهء پدرش غنام بن طلق ما را خبر داد كه مىگفته است * به روزگار جاهلى ميان ما و اسود بن يزيد پيوندى بود كه او ميان ما متولد شده بود - مادرش از قبيله ما بود . عبد الرحمان پسر اسود كمتر اتفاق مىافتاد كه به هنگام رفتن به سفر و برگشت از آن پيش ما نيايد و بر ما سلام ندهد و اين كار را به پاس همان موضوع انجام مىداد .
گويد محمد بن عبد الله اسدى ، از گفتهء اسرائيل ، از سنان بن حبيب سلمى ما را خبر داد كه مىگفته است * همراه عبد الرحمان بن اسود كنار پل كوفه رفتيم بر هر يهودى و مسيحى كه مىگذشت سلام مىداد . از او پرسيدم بر اينان كه مشركاند سلام مىدهى ؟ گفت : آرى سلام دادن نشان مسلمان است ، دوست مىدارم بدانند كه من مسلمانم .
گويد شهاب بن عبّاد ، از گفتهء حفص بن غياث ، از حسن بن عبيد الله ما را خبر داد كه مىگفته است * عبد الرحمان بن اسود در شب عيد فطر هم با ما نماز شب - تراويح - مىگزارد و در حالى كه روزهدار بود پاهاى خود را در آب مىنهاد .
گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از گفتهء محمد بن طلحه ، از زبيد ، از گفتهء خود عبد الرحمان بن اسود ما را خبر داد كه مىگفته است * در شبهاى ماه رمضان همراه قوم خويش دوازده ركعت نماز تراويح مىگزارده و در فاصله آن براى خود به صورت جداگانه
هامش
[ 1 ] . در اصل روايت مجازى به كار رفته است كه ظاهرا معناى آن همينگونه است كه ترجمه شده امّا آنچه مايه تاسف و انديشيدن است اين است كه آيا در مدينه فقيه ديگرى نبوده است و مردى براى پاسخگويى به اين گونه مسائل پيدا نمىشده است كه بايد از اين بانوى محترم پرسيده شود ! ؟