تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 744

مساهمون:

ص٧٤٤
( 1 )

تميم بن طرفة طايى

به سال نود و چهار به روزگار حكومت حجاج درگذشته است . محدثى مورد اعتماد و كم حديث بوده است .

حكيم بن جابر بن ابى طارق احمسى

از قبيلهء بجيله است . به دورهء خلافت وليد بن عبد الملك و پايان حكومت حجاج درگذشته است . محدثى مورد اعتماد و كم حديث بوده است .

عبد الرحمان بن اسود

ابن يزيد بن قيس بن عبد الله بن مالك بن علقمة بن سلامان بن كهل بن بكر بن عوف بن نخع . از قبيلهء مذحج است . گويد فضل بن دكين ، از علاء بن زهير ازدى ، از گفتهء عبد الرحمان بن اسود ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش از آن كه به بلوغ برسم - محتلم شوم - بدون اجازه گرفتن به حضور عايشه مىرفتم . و چون سالى فرا رسيد كه محتلم شدم سلام دادم و اجازه خواستم . صداى مرا كه دو رگه شده بود شناخت و گفت : آرى بالغ شده است و سپس با محبت گفت : اى دشمن خويشتن بالغ شدى ؟ گفتم : آرى مادرجان . گفت : پسركم داخل شو . و چون داخل شدم روى به من كرد و در بارهء پدرم و يارانش پرسيد كه به او خبر دادم و سپس در باره چيزى - مسأله‌يى - كه مرا پيش او فرستاده بودند پرسيدم . گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از صقعب بن زهير ، از گفتهء خود عبد الرحمان بن اسود ما را خبر داد كه مىگفته است * سالى كه محتلم شدم و به حد بلوغ رسيدم پدرم مرا پيش عايشه فرستاد كه مسأله‌يى از او بپرسم . من كنار حجرهء عايشه رفتم و از پس پرده او را صدا كردم . عايشه گفت : اى زبان بسته سرانجام بالغ شدى ؟ گفتم : پدرم مىپرسد چه چيزى
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 744 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد