( 1 ) قبيلهء طى است .
گويد سليمان پدر داود طيالسى ، از گفتهء شعبه ، از عمرو بن مرّة ما را خبر داد كه مىگفته است * در جنگ جماجم قاريان قرآن خواستند ابو البخترى را بر خود فرمانده قرار دهند ، ابو البخترى گفت : اين كار را مكنيد كه من از بردگان آزاد كرده و غير عرب هستم .
مردى از عربها را به فرماندهى خود برگزينيد .
گفتهاند ابو البخترى در جنگ دجيل همراه عبد الرحمان بن اشعث بوده و در همان جنگ كه به سال هشتاد و سوم هجرى بوده كشته شده است .
گويد عفان بن مسلم ، از گفتهء حمّاد بن سلمه ، از گفتهء عطاء بن سائب ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو البخترى و ياران او هر گاه ستايشى مىشنيدند كه مايهء شيفتگى مىشد شانههاى خود را خم مىكردند و مىگفتند : براى خدا فروتنى مىكنيم . حماد مىگفته است :
گاهى پشت خود را به حال ركوع خم مىكردند .
گويد زهير بن حرب ، از على بن ثابت ، از شريك ، از عطاء بن سائب ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو البخترى به نوحهسرايى گوش مىداد و مىگريست .
گويد محمد بن عبيد ، از ربيع بن حسّان ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو البخترى را ديدم كه در مسجد قبا نماز مىگزارد .
محمد بن سعد مىگويد حجاج ، از گفتهء شعبه ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو البخترى نه على عليه السلام را ديده است و نه محضر او را درك كرده است .
عبد الله بن ادريس از گفتهء شعبه نقل مىكند كه مىگفته است * از حكم بن عتيبه در بارهء زاذان پرسيدم . گفت : پرگو بود ، و چون از سلمة بن كهيل در باره او پرسيدم گفت :
ابو البخترى در نظر من از او بهتر است و من از ابو البخترى بيشتر خوشم مىآيد .
ابو البخترى محدثى پر حديث بود كه احاديث خود را مرسل - بدون ذكر اسناد - از گفتهء اصحاب حضرت ختمى مرتبت نقل مىكرد و از هيچ شخص بزرگى حديث نشنيده بود ، با اين همه شنودههاى او همگى پسنديده و حديث حسن بود و آنچه كه از گفتهء ديگران نقل مىكرد ضعيف بود .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 748
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٧٤٨