تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
( 1 ) گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از مندل ، از اعمش ، از سعد بن عبيده ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو عبد الرحمان سلمى در حالى كه فقط پيراهن بر تن داشت نماز گزارد . گويد حسن بن موسى ، از زهير ، از ابو اسحاق از ابو حمزه يعنى سعيد بن عبيده ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو عبد الرحمان سلمى را ديده است كه فقط با يك پيراهن بدون آنكه ردا يا ازارى بر تن داشته باشد نماز مىگزارد . گويد قبيصة بن عقبه ما را ، از سفيان ، از عطاء بن سائب ، از گفتهء خود ابو عبد الرحمان سلمى خبر داد كه مىگفته است * خوش نمىدارد بگويد اشتباه و خطا كردم و مىگويد غافل شدم . گويد حسن بن موسى ، از حمّاد بن سلمه ، از عطاء بن سائب ، از گفتهء خود ابو عبد الرحمان سلمى خبر داد كه مىگفته است * خوش نمىدارد بگويد اشتباه و خطا كردم و مىگويد غافل شدم . گويد حسن بن موسى ، از حمّاد بن سلمه ، از عطاء بن سائب ما را خبر داد كه * چون به ابو عبد الرحمان سلمى مىگفته‌اند چگونه‌اى ؟ مىگفته است : خوبم خداى را سپاس دارم . عطاء در پى اين سخن خود مىگفته است : اين موضوع را براى ابو البخترى نقل كردم ، گفت از كجا فرا گرفته است از كجا ! گويد فضل بن دكين ، از عبد السلام بن حرب ، از عطاء بن سائب ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش ابو عبد الرحمان سلمى رفتم . يكى از غلامان خود را داغ كرده بود - براى بهبود يافتن از بيمارى . گويد ، او را گفتم : غلام خود را داغ مىكنى ؟ گفت : آرى چه چيزى مرا از آن باز مىدارد و خود شنيدم عبد الله بن مسعود مىگفت حق تعالى دردى فرو نمىفرستد مگر اينكه براى آن شفايى هم فرو مىفرستد . گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمه ، از عطاء بن سائب ما را خبر داد كه مىگفته است * به خانهء ابو عبد الرحمان عبد الله بن حبيب سلمى رفتم كه در مسجد خود نشسته بود . گفتم : خدايت رحمت كناد بهتر نيست روى فرش و تشك خود به روى ؟ گفت : كسى كه از پيامبر ( ص ) شنيده بود براى من حديث كرد كه مىفرموده است : « تا هنگامى كه بنده در نمازگاه خود نشسته و منتظر رسيدن وقت نماز ديگر باشد در حال نماز به حساب مىآيد » و فرشتگان عرضه مىدارند بار خدايا او را بيامرز بار خدايا بر او رحمت آور ، و من مىخواهم در حالى كه در نمازگاه خود باشم بميرم .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 624 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد