( 1 ) گويد عارم بن فضل و حفص بن عمر حوضى ، از گفتهء حماد بن زيد ، از عطاء بن سائب ما را خبر دادند كه مىگفته است * به هنگام بيمارى مرگ ابو عبد الرحمان سلمى پيش او رفتيم كه به كارهايش اميدوارش كنيم . گفت : با آنكه هشتاد رمضان روزه گرفتهام ! اميدى ندارم . [ 1 ]
گويد وهب بن جرير بن حازم ، از شعبه ، از يزيد بن ابى زياد ما را خبر داد كه مىگفته است * چون جنازهء ابو عبد الرحمان را از كنار ابو جحيفه عبور دادند گفت : خود آسوده شد و از او آسوده شدند .
گويد محمد بن عمر واقدى و جز او گفتهاند * مرگ ابو عبد الرحمان سلمى به روزگار ولايت بشر بن مروان بر كوفه و بصره و خلافت عبد الملك بن مروان بوده است . او محدثى ثقه و پر حديث بوده است . [ 2 ]
عبد الله بن معقل
ابن مقرن مزنى . كنيهاش ابو الوليد است . از على ( ع ) و عبد الله بن مسعود روايت كرده است .
گويد محمد بن عبد الله اسدى ، از يونس بن ابى اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است * عبد الله بن معقل بن مقرن هم در ميان گروهى كه من هم با ايشان بودم قرار داشت - يعنى سپاهيانى كه براى جهاد اعزام مىداشتهاند .
گويد ابو بكر بن عياش ، از ابو اسحاق نقل مىكرد كه مىگفت * در تشييع جنازه عبد الله بن معقل حضور داشتم . كنار گور كه رسيديم مردى گفت : صاحب اين گور سفارش كرده است پوشيده و شتابان به خاكش بسپرند ، چنان كنيد . او محدثى ثقه و پرحديث بوده است .
هامش
[ 1 ] . با توجه به اينكه عبد الملك بن مروان به سال 86 هجرى مرده است و بشر بن مروان برادر او از سال 74 تا 75 والى كوفه بوده و ابو عبد الرحمان به روزگار ولايت بشر درگذشته است ، هشتاد سال روزه ابو عبد الرحمان تقريبى است كه روزه به سال دوم هجرت واجب شده است و معلوم مىشود عمر او فزون از نود سال بوده است .
[ 2 ] . براى آگهى خوانندگان گرامى توضيح مىدهم كه ابو عبد الرحمان سلمى از منحرفان از حضرت امير المؤمنين على عليه السلام بوده است . ابن ابى الحديد در شرح خطبه 56 از عطاء بن سائب و عبد الرحمان بن عطيه مطالبى در اين باره آورده است . و مىتوان به جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 267 مراجعه كرد .