تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
( 1 ) خبر داد كه مىگفته است * نزّال مرا گفت چون مرا وارد گورم كردى بگو پروردگارا به اين گور و درون آن مباركى ارزانى فرماى . نزّال محدثى مورد اعتماد و او را حديثهايى است .

زهرة بن حميضة

زهره مىگويد : پشت سر ابو بكر صديق بر مركوبش سوار بودم هيچ كس او را نمىديد مگر اينكه بر او سلام مىداد . زهره محدثى كم حديث بوده است .

معدى كرب

فضل بن دكين از سفيان ، از پدرش ، از ابو الضحى ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو بكر از معدى كرب خواست براى او شعرى بخواند و او را گفت : تو نخستين كسى كه من از هنگام مسلمانى خود از او خواندن و روايت كردن شعر را خواسته‌ام .

گروهى از اين طبقه كه از عمر بن خطاب و على بن ابى طالب و عبد الله بن مسعود و جز از ايشان روايت كرده‌اند

علقمه بن قيس

ابن عبد الله بن مالك بن علقمة بن سلامان بن كهل بن بكر بن عوف بن نخع از قبيلهء مذحج و كنيه‌اش ابو شبل بوده است . علقمه عموى اسود بن يزيد بن قيس است و از عمر بن خطاب و عثمان بن عفان و على بن ابى طالب و عبد الله بن مسعود و حذيفة بن اليمان و سلمان و ابو مسعود و ابو الدرداء روايت كرده است . گويد ابو معاويه ، از اعمش ، از ابراهيم ، از علقمه ما را خبر داد كه مىگفته است * عبد الله در راه رفتن و خوى و روش شبيه پيامبر ( ص ) بود و قيس شباهت به عبد الله داشت . گويد محمد بن عبيد ، از اعمش ، از عمارة ، از ابو معمر ما را خبر داد كه مىگفته است