تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
( 1 )

يعلى بن مرّة

ابن وهب بن جابر بن عتاب بن مالك بن كعب بن عمرو بن سعد بن عوف بن ثقيف . او همانى است كه يعلى بن سيابة هم به او گفته مىشود . سيابة نام مادر يا مادر بزرگ اوست . گويد روح بن عبادة ، از شعبه ، از عطاء بن سائب ما را خبر داد كه مىگفته است از ابو حفص بن عمرو يا ابو عمرو بن حفص ثقفى شنيدم كه مىگفت خود از يعلى بن مرّة ثقفى شنيدم كه مىگفت * پيامبر ( ص ) مرا در حالى كه مادهء خوشبوى خلوق بر خود ماليده بودم ديد . فرمود : همسر دارى ؟ گفتم : نه . فرمود : آن را بشوى ، باز هم بشوى باز هم بشوى . پس از اين هم اين كار را مكن . محمد بن سعد مىگويد ، محمد بن عمر واقدى مىگفت * يعلى بن مرّة در بيعت رضوان همراه حضرت ختمى مرتبت بوده و در جنگهاى خيبر و فتح مكه و طايف و حنين شرك كرده است .

عمارة بن رؤيبة ثقفى

او از پيامبر ( ص ) در بارهء نماز مستحبى پيش از غروب خورشيد روايت كرده است .

عبد الرحمان بن ابى عقيل

از خاندان حجاج بن يوسف ثقفى است . گويد احمد بن يونس ، از زهير ، از ابو خالد يزيد اسدى ما را خبر داد كه مىگفته است عون بن ابى جحيفة سوائى ، از عبد الرحمان بن علقمه ثقفى ، از خود عبد الرحمان بن ابى عقيل ما را حديث كرد كه مىگفته است * همراه گروهى به حضور پيامبر ( ص ) رفتيم و شتران خود را بر در خانه خوابانديم . در آن حال هيچ كس از مردم را به اندازه مردى كه مىخواستيم پيش او برويم - رسول خدا - دشمن نمىداشتيم و چون از حضورش بيرون آمديم هيچ مردى دوست‌تر از او كه به حضورش رفته بوديم نبود ، ضمن داستانى كه آن را نقل كرده است .