( 1 ) خالد آن بيست و سه تن را گردن زد ولى مجاعه را باقى بداشت و او را نكشت كه مجاعه مردى شريف و مشهور به مجاعه يمن بود .
سارية بن عمرو بن خالد بن وليد گفت : اگر تو را نيازى به مردم يمامة است مجّاعة بن مراره را زنده بدار . بدين سبب خالد بن وليد او را نكشت ولى غل آهنى جامعه بر او نهاد و او را به زن خود كه ام تميم بود سپرد . ام تميم او را از كشته شدن پناه داد . مجاعه هم تعهد كرد كه اگر قبيلهء حنيفه بر خالد پيروز شوند او ام تميم را پناه خواهد داد و در اين باره هر دو براى يك ديگر سوگند خوردند و تعهد كردند .
گويد خالد بن وليد ، مجاعة را فرا مىخواند و با او گفتگو مىكرد و از مسائل يمامه و كار بنى حنيفه و مسيلمه مىپرسيد مجاعة مىگفت : به خدا سوگند كه من از او پيروى نكردهام و مسلمانم . خالد مىگفت : چرا پيش من نيامدى و چرا آن گونه كه ثمامة بن اثال سخن گفته است سخن نگفتى ؟ [ 1 ] مجاعه گفت : اگر مصلحت مىدانى از اين همه درگذر . خالد گفت :
درگذشتم .
مجاعة همان كسى است كه پس از كشته شدن مسيلمه از سوى مردم يمامة با خالد مصالحه كرد . خالد بن وليد او را همراه نمايندگان پيش ابو بكر صديق آورد و از اسلام او و كارهاى او سخن گفت . ابو بكر از او درگذشت و او را زينهارى داد و براى او و نمايندگان يمامه زينهار نامه نوشت و آنان را به سرزمين خودشان يمامه برگرداند . [ 2 ]
ثمامة بن اثال
ابن نعمان بن مسلمة بن عبيد بن ثعلبة بن يربوع بن ثعلبة بن دول بن حنيفة حنفى . ثمامة هنگامى كه رسول خدا ( ص ) از كنار او مىگذشت - از سرزمين او عبور مىكرد - تصميم به كشتن آن حضرت گرفت ولى عموى ثمامة او را از اين كار بازداشت . بدين سبب پيامبر ( ص ) خون او را هدر كرد . پس از آن ثمامة براى عمره گزاردن بيرون آمد و چون نزديك مدينه
هامش
[ 1 ] . گفتگوى ثمامة با مردم قوم خود در صفحه بعد ضمن شرح حال او خواهد آمد .
[ 2 ] . در كتاب سنن ابى داود نامهيى از حضرت ختمى مرتبت خطاب به مجاعة آمده است و براى آگهى بيشتر از تعهدى كه پيامبر براى او فرمودهاند و براى آگهى از سبكسرى و هوسرانى خالد در خواستگارى و عروسى با دختر مجاعه به كتاب وثائق ، نشر بنياد ، چاپ 1365 ش ، صص 1 - 120 و 262 مراجعه فرماييد .