( 1 ) عبد الرحمان بن على ، از گفتهء پدرش على كه از نمايندگان بنى حنيفه بوده است ما را خبر داد كه مىگفته است * پشت سر رسول خدا ( ص ) نماز مىگزارديم . آن حضرت با گوشهء چشم به مردى نگريست كه در ركوع و سجده پشت خود را صاف نمىكرد - پس از سجده درست نمىنشست و پس از ركوع قيام متصل به آن را رعايت نمىكرد . هنگامى كه نماز پيامبر تمام شد ، فرمود : « اى گروه مسلمانان ! نماز كسى كه در ركوع و سجده پشت خود را صاف نكند نماز نيست » .
بارى ديگر پشت سر رسول خدا نماز گزارديم ، و در آن حال مردى تنها پشت صف نماز مىگزارد و چون نماز تمام شد پيامبر ( ص ) كنار آن مرد ايستاد تا نمازش را تمام كرد ، به او فرمود : « نمازت را همراه صف بگزار كه نماز يك نفر تنها پشت صف روا نيست » .
گويد ابو نضر هاشم بن قاسم ، از گفتهء ايوب بن عتبة ، از عبد الله بن بدر ، از عبد الرحمان بن على بن شيبان ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) فرموده است :
« خداوند به مردى كه - به كسى كه - ميان ركوع و سجده پشت خود را صاف و ايستاده نمىدارد به ديده لطف نمىنگرد » .
طلق بن على حنفى
او پدر قيس بن طلق است .
گويد سعيد بن سليمان ، از ملازم بن عمرو ، از عبد الله بن بدر ، از قيس بن طلق ، از گفتهء پدرش طلق ما را خبر داد كه مىگفته است * به عنوان نمايندگان قوم خود براى رفتن به حضور پيامبر ( ص ) بيرون آمديم و به حضور آن حضرت رفتيم و بيعت كرديم و با ايشان نماز گزارديم . و آن حضرت را آگاه ساختيم كه ما را در سرزمين خود كليسايى است و خواهش كرديم مقدارى از آب وضوى خود را به ما ارزانى فرمايد . رسول خدا آب خواست و وضو گرفت و مضمضه كرد و سپس آن را براى ما در ابريقى ريخت و فرمود : اين آب را با خود ببريد و چون به سرزمين خود رسيديد كليساى خود را ويران سازيد و در جاى آن اين آب را بپاشيد و آن جا را مسجد بسازيد . مىگويد به پيامبر گفتيم : راه دور و هوا بسيار گرم است و آب خشك خواهد شد . فرمود : بر آن آب بيفزاييد كه چيزى جز خوشى و بوى خوش بر آن نخواهد فزود . از مدينه بيرون آمديم و چون به ديار خود رسيديم كليسا