تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
( 1 )

محمد بن هلال

محمد بن سعد مىگويد عبد الله بن مسلمة بن قعنب و خالد بن مخلد هر دو از گفتهء محمد بن هلال ما را خبر دادند كه محمد از گفتهء مادر بزرگ خويش كه به هنگام محاصره عثمان بن عفان پيش او مىرفته است نقل مىكرده كه مىگفته است * عثمان روزى آن زن را نديده است و جوياى حال او شده است . گفته‌اند ديشب پسرى - يعنى هلال پدر محمد را - به دنيا آورده است . آن زن مىگفته است كه عثمان پنجاه درم و پارچه دولا پهنايى سنبلانى براى من فرستاد و گفت : اين مقررى و جامهء پسر تو است و چون به يك سالگى برسد مقررى او را به صد درم افزايش خواهيم داد .

زبير بن عبد الله بن رهيمة

كنيه‌اش ابو عبد الله و از وابستگان آزاد كردهء عثمان بن عفان است . رهيمه نام مادر پدر اوست . زبير در آغاز خليفه شدن مهدى درگذشته است .

محمد بن خوط

او از پارسايان گسسته از مردم بوده است . محمد بن عمر واقدى مىگويد * محمد بن خوط در مسجد حضرت ختمى مرتبت حلقهء درس و همنشينانى داشته است كه شهره به پارسايى و عبادت بوده‌اند و من آنان را درك كرده‌ام ، و هر كس طالب پارسايى بود پيش ايشان مىرفت و با آنان همنشينى مىكرد . آن گروه به نسبت به محمد بن خوط به خوطيه معروف بودند . محمد در عين پارسايى و عبادت با اهل حديث ديدار و از آنان روايت مىكرد .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 282 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد