( 1 ) گاهى او و ابو الزناد در يك حلقه مىنشستند و سپس جدا مىشدند و هر يك در حلقهء درس خود مىنشست . براى من گفتهاند كه ابو جعفر محمد بن على بن حسين گاهى با ربيعه در حلقهء درس او مىنشست ولى جعفر بن محمد همواره با ربيعه مىنشسته است . من پرسيدم چرا در حالى كه وابستگى ربيعه به خاندان منكدر بوده است - آن دو بزرگوار - در مجلس درس او مىنشستهاند ؟ گفته شد به سبب دوستى و برادرى كه ميان ربيعه و ايشان بوده است .
از ليث بن سعد از گفتهء يحيى بن سعيد مرا خبر دادند كه مىگفته است * هيچ كس را عاقلتر از ربيعه نديدهام . ليث مىگفته است : او سالار مردم مدينه در حل مشكلات و فتواها بوده است .
عبد الله بن وهب از بكر بن مضر نقل مىكند كه مىگفته است * وليد بن يزيد به ربيعه گفت : چرا روايت كردن را رها كردهاى ؟ گفت : اى امير المؤمنين روزگار ديرينه و سپرى گرديده و اهل قناعت اندك شدهاند .
محمد بن عمر واقدى مىگويد : ربيعة بن ابى عبد الرحمان به سال يكصد و سى و شش در واپسين سال خلافت ابو العباس - سفاح - در مدينه درگذشت . او محدثى مورد اعتماد و پر حديث بوده است . گويا به سبب پاى بندى او به رأى از او پرهيز مىكردهاند .
صفوان بن سليم
بردهء آزاد كرده و وابستهء حميد بن عبد الرحمان بن عوف زهرى و كنيهاش ابو عبد الله بوده است . محدثى مورد اعتماد و عابد و پر حديث بوده و به سال يكصد و سى و دو در مدينه در گذشته است .
محمد بن قيس
بردهء آزاد كرده و وابستهء معاوية بن ابى سفيان بن حرب بن اميه بوده است . ابو معشر نجيح از او روايت كرده است . محمد بن قيس محدثى دانشمند و پر حديث بوده و در فتنهء وليد بن