( 1 ) محمد بن عمر واقدى از گفتهء عبد الله بن جعفر ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش صالح بن كيسان رفتم سرگرم وصيت كردن بود . به من گفت : گواهى مىدهم كه آزادى و وابستگى من از زنى است كه خود از كنيزكان آزاد كردهء خاندان معيقيب بن ابى فاطمه دوسى است . در اين هنگام سعيد بن عبد الله بن هرمز كه آن جا بود به صالح گفت : سزاوار است كه اين موضوع را بنويسى . صالح گفت : من تو را گواه نگرفتم كه تو مردى شكاك هستى . گويد :
با آنكه سعيد در آن حال با وضو و طهارت بود باز هم در آن باره گرفتار شك شد .
صالح بن كيسان به سال يكصد و چهل و پيش از خروج محمد بن عبد الله بن حسن درگذشت . محمد بن عبد الله به سال يكصد و چهل و پنج قيام كرده است .
صالح بن كيسان از عروة و عبيد الله بن عبد الله بن عتيبة و از ابو محمد نافع آزاد كردهء ابى قتادة و از زهرى و ديگران روايت كرده است . او محدثى مورد اعتماد و پر حديث بوده است .
علاء بن عبد الرحمان بن يعقوب
بردهء آزاد كرده و وابستهء خاندان حرقه از قبيلهء جهينه است . او مردى سالخورده بوده و تا آغاز خلافت ابو جعفر منصور زنده مانده است .
محمد بن عمر واقدى از گفتهء مالك بن انس براى ما حديث كرد كه مىگفته است * پيش علاء بن عبد الرحمان صحيفهاى بوده و از او حديث مىكرده است . هر گاه كسى پيش او مىآمده و بخشى از آن را مىنوشته و بخشى را رها مىكرده است ، علاء مىگفته است يا همهاش را بنويسيد و فرا گيريد يا همهاش را رها كنيد .
واقدى مىگويد : صحيفه علاء در مدينه مشهور بوده و او محدثى مورد اعتماد و سخن او حجت و پر حديث بوده است . او در آغاز خلافت ابو جعفر منصور درگذشته است .
سليمان بن سحيم
كنيهاش ابو ايوب و آزاد كرده و وابستهء خاندان كعب از قبيلهء خزاعه است . او محدثى مورد اعتماد و داراى احاديثى است و در آغاز خلافت ابو جعفر منصور درگذشته است .