( 1 ) ربيعة ، ابو عثمان است .
اسماعيل بن عبد الله بن اويس ما را خبر داد و گفت * پيش مالك بن انس بودم سخن در بارهء پوشيدن جامهء خز به ميان آمد و شنيدم كه مالك بن انس گفت : ربيعة بن ابى عبد الرحمان شب كلاهى بر سر مىگذاشت كه رويه و آسترش خز بود و در پوشيدن جامهء خز اشكالى نمىديد . به مالك گفتند : چرا آستر شب كلاهش را كه ديده نمىشده خز قرار داده است و حال آنكه مىتوانست آستر ديگرى انتخاب كند ؟ پاسخ داد : مىخواست نرم و گرم باشد .
اسماعيل بن عبد الله بن ابى اويس از گفتهء مالك بن انس ما را خبر داد كه ربيعة مىگفته است * مردم در دامن عالمان خود همچون كودكان در دامن پدر خود هستند و دامن كسانى كه سرپرستى آنان را عهده دارند و دوستشان مىدارند .
مطّرف بن عبد الله يسارى ما را خبر داد و گفت شنيدم مالك بن انس مىگفت * ربيعه خود عمامه بر سر مىنهاد و در حلقهء درس او سى مرد را شمردم كه عمامه بر سر داشتند فزون بر كسانى كه بدون عمامه بودند .
مطرف بن عبد الله ما را خبر داد و گفت شنيدم مالك بن انس مىگفت * از هنگامى كه ربيعه بن ابى عبد الرحمان درگذشته است شيرينى فقه از ميان رفته است .
معن بن عيسى از گفتهء مالك بن انس ما را خبر داد كه مىگفته است * بر سر ربيعه بن ابى عبد الرحمان شب كلاهى ديدم كه رويه و آسترش خز بود .
محمد بن عمر واقدى از گفتهء ابن ابى سبرة و عبد الله بن جعفر ما را خبر داد كه مىگفتهاند * هر گاه ربيعه بيمار و در خانهء خود بسترى مىشد براى عيادت كنندگان سفره پهن مىكرد و آن سفره همچنان گسترده بود و به گروههايى كه به ديدنش مىآمدند مىگفت تناول كنيد ، و تا هنگامى كه از خانه بيرون مىآمد همينگونه بود و در سفره تكلف مىكرد - انواع خوراك فراهم مىساخت .
محمد بن عمر واقدى از گفتهء سليمان بن بلال ما را خبر داد كه مىگفته است * ربيعه آهنگ حج داشت و براى آن كار آماده مىشد . به خانهاش رفتم و ديدم دو دستاس براى او قند و شكر مىسايد .
محمد بن عمر واقدى مىگويد : ربيعه با آنكه فقيه و دانشمند بود مردانگى و بخشندگى را هم همراه داشت . او را در مسجد حضرت ختمى مرتبت ( ص ) حلقهء درس بود .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 215
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢١٥