( 1 )
ابو الزناد
نامش عبد الله و نام پدرش ذكوان است . ابو الزناد بردهء آزاد كردهء رملة دختر شيبة بن ربيعة بن عبد شمس بن عبد مناف است و رملة همسر عثمان بن عفان بوده است . هر چند كنيهء اصلى ابو الزناد ، ابو عبد الرحمان بوده ولى همين كنيهء ابو الزناد بر او غلبه يافته است .
محمد بن عمر واقدى ما را خبر داد و گفت عبد الرحمان پسر ابو الزناد براى من نقل كرد كه * عمر بن عبد العزيز ، ابو الزناد را همراه عبد الحميد بن عبد الرحمان بن زيد بن خطاب به عراق گسيل داشت و سرپرستى خراج عراق را به او سپرد و ابو الزناد به كوفه آمد . گويد :
حماد بن ابى سليمان دوست ابو الزناد بود و پيش او آمد و شد و با او درباره احاديث گفتگو مىكرد . ابو الزناد برادرزادهء حماد را به شغلى گماشت كه ده هزار درم سود برد . حماد براى سپاسگزارى پيش ابو الزناد آمد و اين كار او را سپاس داشت .
محمد بن عمر واقدى ما را خبر داد و گفت از مالك بن انس شنيدم كه مىگفت * ابو الزناد در مسجد نبوى حلقهء درس جداگانهاى داشت . واقدى مىگفت : كس ديگرى هم مرا گفت كه عبد الله و داود پسران حسن را ديده است كه در حلقهء درس ابو الزناد مىنشستهاند . من - محمد بن سعد - از واقدى درباره هفت محدثى كه ابو الزناد از ايشان حديث نقل مىكرده است پرسيدم . گفت : آنان سعيد بن مسيب و عروة بن زبير و ابو بكر بن عبد الرحمان بن حارث بن هشام و قاسم بن محمد و عبيد الله بن عبد الله بن عتبة بن مسعود ، و خارجة بن زيد بن ثابت و سليمان بن يسار بودند .
محمد بن سعد به نقل از واقدى مىگفت * ابو الزناد در مدينه شب جمعه هفدهم رمضان سال يكصد و سى به طور ناگهانى در جايگاه شست و شوى خود درگذشت و به هنگام مرگ شصت و شش ساله بود . ابو الزناد محدثى مورد اعتماد پر حديث و فصيح و داناى رموز زبان عربى و دانشمند و خردمند بود . او خراج مدينه را هم سرپرستى مىكرد .
ربيعة الرأى ابن ابى عبد الرحمان
نام اصلى او ابو عبد الرحمان فرّوخ و بردهء آزاد كرده و وابستهء خاندان منكدر تيمى است . كنيهء