تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
تعالى
وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما
( المائدة / 38 ) منظور از لقب در اينجا هر اسمى است كه موضوع حكمى قرار گيرد خواه جامد باشد يا مشتق . مانند كلمه فقير در جملهء به فقير غذا بده يا مانند كلمات سارق و سارقه [ به معناى مرد و زن دزد ] در آيه شريفه‌اى كه مىفرمايد : دست مرد و زن دزد را قطع كنيد و معنى مفهوم اللقب نفى الحكم عما لا يتناوله عموم الاسم و معناى مفهوم داشتن لقب آن است كه ما حكم را از آن موردى كه اسم لقب شامل آن نمىشود را نفى كنيم [ مثلا وقتى كه مىگويند : دست دزد را ببريد آيا معنايش اين است كه دست غير دزد بريده نمىشود ؟ جواب منفى است چرا كه ممكن است كسى دزد نباشد اما باز هم محكوم به قطع دست بشود مانند محارب ] و بما انك عرفت عدم دلالة الوصف على المفهوم فعدم دلالة اللقب عليه اولى از آنجا كه شما دانستيد كه وصف مفهوم ندارد پس به طريق اولى لقب مفهوم نخواهد داشت [ زيرا در وصف مىگفتيم كه با انتفاء وصف حد اقل موضوع باقى مىماند اما مع ذلك معتقد به مفهوم نشديم در حالى كه در باب لقب ، اگر لقب منتفى شود چيزى باقى نمىماند و اثبات شىء هم نفى ما عدا نمىكند ] بل غاية ما يفهم من اللقب دلالة الكلام على ثبوته فى ما يشمله عموم الاسم و اما دلالته على العدم فلا بلكه نهايت چيزى كه از