لقب فهميده مىشود اين است كه آن جمله بر ثبوت آن حكم نسبت به مواردى كه اسم آن لقب شامل آنها مىشود ، دلالت دارد [ مثلا اگر گفته شد دست دزد را ببريد ، حكم بريدن دست شامل تمام كسانى كه كلمه دزد بر آنها اطلاق مىگردد ، مىشود ] اما دلالت لقب بر عدم آن حكم در موارد ديگر ثابت نيست فمثلا اذا قلنا ان محمدا رسول اللّه فمفاده ثبوت الرسالة للنبى ( ص ) و لا يدل على رسالة غيره نفيا و اثباتا مثلا اگر بگوييم : محمد ( ص ) رسول خدا است معناى آن اين است كه ما رسالت را براى پيامبر اسلام ثابت كردهايم اما اين جمله در مورد پيامبران ديگر هيچگونه دلالتى ندارد يعنى رسالت آنها را نه نفى مىكند و نه اثبات مىنمايد .
تطبيق ( يك نمونه عملى از مفهوم لقب در فقه )
روى عن امير المؤمنين ( ع ) ان رسول اللّه ( ص ) نهى ان يكفن الرجال فى ثياب الحرير . فلو قلنا بمفهوم اللقب لدل على جواز تكفين المرأة به و الا فلا از حضرت على ( ع ) روايت شده كه فرمودند : پيامبر اسلام ( ص ) از كفن كردن مردان در پارچه حرير نهى فرمودند . پس اگر ما معتقد به ثبوت مفهوم براى لقب باشيم ، اين روايت دلالت مىكند كه كفن كردن