عباس احمد بن حنبل در مسند خود از ابن عباس نقل كرده است كه لما خيرت بريرة ( بعد ما اعتقت و خيرت بين البقاء مع زوجها او الانفصال عنه ) آن زمانى كه به بريره اختيار داده شد بعد از آنكه آزاد شد [ يعنى از شوهرش طلاق خلع گرفته بود ] و مخير شده بود كه [ دوباره به زندگىاش برگردد و ] با شوهرش باقى بماند يا از او جدا شود [ ابن عباس مىگويد ] رأيت زوجها يتبعها فى سكك المدينة و دموعه تسيل على لحيته شوهرش را ديدم كه در كوچههاى مدينه به دنبال او مىرفت در حالى كه اشكهايش بر محاسنش جارى بود فكلم العباس ليكلم فيه النبى ( ص ) لبريرة انه زوجك پس با عباس صحبت كرد تا واسطه شود و از پيامبر ( ص ) بخواهد كه با بريره صحبت نمايند [ ولى پس از صحبت كردن پيامبر ( ص ) با بريره كه فرمودند به شوهرت برگرد ] فقالت تأمرنى يا رسول اللّه ؟ قال انما انا شافع بريره سؤال كرد آيا به من امر مىكنيد ؟ و پيامبر ( ص ) فرمودند من خواهش مىكنم . قال يعنى ابن عباس مىگويد فخيرها فاختارت نفسها پس پيامبر به او اختيار داد و او خودش را انتخاب كرد .
-
المبحث الثالث : فى دلالة مادة الامر على الوجوب ( بحث سوم ، در مورد دلالت ماده امر بر وجوب )
بعد از آنكه دانستيم كه ماده امر دلالت بر طلب مىكند اين سؤال مطرح مىشود كه آيا مراد از آن طلب ، چه نوع طلبى است ؟ آيا مطلق طلب را شامل مىشود يا اينكه منظور از آن يك نوع طلب خاصى است كه مخالفت با آن موجب استحقاق عقاب و يا مجازات است ؟ به عبارت سادهتر اينكه آيا طلب مولى به واسطهء مادهء امر كه مثلا بگويد : آمرك بكذا يعنى من تو را به فلان چيز امر مىكنم ، دلالت بر وجوب دارد يا استحباب ؟