تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
( 1 ) مىگفته است * مردى از عكرمه پرسيد اى ابا عبد اللَّه چگونه‌اى - چگونه شب را به صبح آوردى ؟ عامر گويد ، عكرمه پاسخ داد : بسيار بد كه گرفتار گرى و بواسيرم . سليمان گويد ، عكرمه گفت : به بدى ، و سليمان خود توضيح مىدهد كه عكرمه گرفتار جرب و بواسير بود . موسى بن اسماعيل از هارون اعور ما را خبر داد كه مىگفته است شنيدم كه يعلى بن حكيم مىگفت * به عكرمه گفته شد چگونه‌اى ؟ گفت : بسيار بد . به او گفته شد : اى ابا عبد اللَّه چرا چنين مىگويى ؟ گفت : خداوند فرموده است « وَ لنبُلوَنكُمْ
بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً
» [ 1 ] « و شما را به بدى و خوبى مىآزماييم آزمودنى » . محمد بن عمر واقدى گويد دختر عكرمه مرا خبر داد كه * عكرمه به سال يكصد و پنج هجرى و به هشتاد سالگى در گذشته است . محمد بن عمر واقدى گويد خالد بن قاسم بياضى مرا را خبر داد كه * عكرمه و شاعر نامى كثيّر عزّة در يك روز به سال يكصد و پنج هجرى در گذشتند و من خود هر دو جنازه را ديدم كه بعد از ظهر در محل جنازه‌ها بر آنها نماز گزارده شد و مردم مىگفتند امروز فقيه‌تر و شاعرتر مردم در گذشتند . گويد كس ديگرى غير از خالد بن قاسم بياضى ما را خبر داد كه * مردم از اتفاق افتادن مرگ آن دو در يك روز آن هم با اختلاف عقيده آن دو با يك ديگر شگفت كردند . در بارهء عكرمه گمان برده مىشد كه عقيدهء خوارج را دارد و با يك نگاه به نامحرم افراد را تكفير مىكند و كثير شيعه‌اى بود كه به رجعت اعتقاد داشت . عكرمه از ابن عباس و حسين بن على و عايشه و ابو هريره روايت نقل كرده است . ابو نعيم فضل بن دكين گفته است * عكرمه به سال يكصد و هفت در گذشته است و كس ديگرى جز او گفته است به سال يكصد و شش در گذشته است . مصعب بن عبد اللَّه بن مصعب بن ثابت زبيرى به ما خبر داد كه * عكرمه عقيدهء خوارج را داشت . يكى از واليان مدينه به جستجوى او بر آمد . عكرمه در خانه داود بن حصين [ 2 ] پنهان شد و همان جا در گذشت . گويند : عكرمه مردى پر حديث و دانش و دريايى
هامش
[ 1 ] . آيه در متن هم در چاپ بريل و هم در چاپ بيروت غلط چاپ شده است « وَ نبلُوكم . . . . » صحيح است و بخشى از آيه 35 سوره بيست و يكم - انبياء - است - م . [ 2 ] . داود بن حصين از محدثان نيمه اول قرن دوم هجرى و در گذشته به سال يكصد و سى و پنج و متهم به قدرى و عقيدهء خوارج بوده است . البته او را از داعيان خوارج نمىدانسته‌اند و حديث او را برخى پذيرفته‌اند . به بحث نسبتا مفصل