تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
( 1 ) على بن محمد - مدائنى - از عثمان بن عثمان ما را خبر داد كه مىگفته است * على بن حسين دخترى را به همسرى يكى از بردگان آزادكردهء خود درآورد و يكى از كنيزان خود را آزاد كرد و سپس او را به همسرى گرفت . عبد الملك بن مروان در اين باره نامه‌اى به على بن حسين نوشت و او را نكوهش كرد . على بن حسين براى او نوشت : بدون ترديد رسول خدا براى شما سرمشق پسنديده است [ 1 ] ، همانا پيامبر ( ص ) صفيه دختر حيىّ را آزاد كرد و او را به همسرى گرفت و زيد بن حارثه را آزاد كرد و دختر عمه خود زينب دختر جحش را به همسرى او در آورد . على بن محمد از جويرية بن اسماء ، از عبد الله بن على بن حسين ما را خبر داد كه مىگفته است * پس از كشته شدن حسين ( ع ) ، مروان به پدرم گفت : پدرت از من چهار هزار دينار خواسته بود كه در آن هنگام حاضر نداشتم . امروز پيش من آماده و فراهم است اگر مىخواهى آن را بگير . پدرم آن را گرفت . هيچ يك از پسران مران دربارهء اين مبلغ با پدرم گفتگو نكرد تا آنكه هشام بن عبد الملك به حكومت رسيد . او به پدرم گفت : طلب و حق ما كه بر عهدهء شما بود چه شد ؟ فرمود : با سپاس فراوان آماده است . هشام گفت : از آن خودت باشد . ابن سعد گويد از گفتهء شعيب بن ابى حمزه به من خبر داده شد كه مىگفته است * هر گاه زهرى از على بن حسين ياد مىكرد ، مىگفت : نيكوترين و فرمانبردارترين افراد خانواده‌اش - نسبت به احكام خدا - و دوست داشتنىترين آنان در نظر مروان بن حكم و عبد الملك بن مروان بود . محمد بن عمر واقدى از ابو بكر بن عبد الله بن ابى سبرة ، از يحيى بن شبل ما را خبر داد كه مىگفته است * از ابو جعفر - امام باقر - دربارهء جنگ حرّه پرسيده است كه آيا كسى از افراد خانوادهء شما در جنگ شركت كرده است ؟ ابو جعفر پاسخ داده است : هيچ كس از خاندان ابى طالب و خاندان عبد المطلب در جنگ شركت نكردند و در خانه‌هاى خود نشستند . پس از آنكه مسرف به مدينه آمد و مردم را كشت و به وادى عقيق برگشت دربارهء پدرم على بن حسين پرسيد كه آيا در مدينه است . گفتند : آرى . گفت : چرا او را نديدم ؟ چون اين خبر به پدرم رسيد همراه ابو هاشم عبد الله و حسن پسران محمد بن حنفيه پيش او رفتند .
هامش
[ 1 ] . بخشى از آيه 21 ، سوره سى و سوم - احزاب .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 330 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد