( 1 ) محمد بن عبد الله انصارى از گفتهء ابن عون براى ما نقل كرد كه مىگفته است * قاسم بن محمد احاديث را حرف به حرف نقل مىكرد .
عارم بن فضل از حماد بن زيد ، از عبيد الله براى ما نقل كرد كه * قاسم بن محمد قرآن را تفسير كرده و شرح نمىداده است .
واقدى از ابن ابى الزناد ، از پدرش به ما خبر داد كه * قاسم بن محمد فقط موضوعات ظاهر و روشن را پاسخ مىداد .
روح بن عبادة از ابن عون براى ما نقل كرد كه * قاسم بن محمد در مواردى مىگفت عقيده و نظر من چنين است و نمىگويم كه حق و درست است .
محمد بن عبد الله انصارى از ابن عون براى ما نقل كرد كه * مسألهاى از قاسم بن محمد پرسيده و با او در آن باره مشورت شده است ، گفته است مرا نيازى به اين مشورت نيست و از موضوع هم آگاه نيستم . محمد بن عبد الله انصارى مىگويد : گويا نظر بر اين بوده كه چون حاكم در مساله با كسانى كه پيش اويند رايزنى كند واجب است كه كوشش و اجتهاد كنند .
قبيصة بن عقبه از گفتهء سفيان ، از يحيى بن سعيد ، از قاسم بن محمد نقل مىكند كه مىگفته است * اگر آدمى پس از آنكه فرايض خدا را بداند در موارد ديگر به صورت جاهل زندگى كند براى او بهتر از آن است كه چيزى را كه نمىداند بگويد .
عمرو بن عاصم كلابى از سلام بن مسكين ، از عمران بن عبد الله براى ما نقل كرد كه * قاسم بن محمد به گروهى كه درباره قدر و سرنوشت گفتگو مىكردند گفت : از چيزى كه خداوند از بيان آن خوددارى فرموده است گفتگو مكنيد .
احمد بن اسحاق حضرمى از عكرمة بن عمّار براى ما نقل كرد كه مىگفته است * شنيدم قاسم بن محمد و سالم - يعنى سالم بن عبد الله بن عمر - قدريه را لعنت مىكردند .
زيد بن يحيى بن عبيد دمشقى از عبد الله بن علاء براى ما نقل كرد كه مىگفته است * از قاسم بن محمد درخواست كردم احاديثى را بر من املا كن - تا بنويسم . گفت : به روزگار عمر بن خطاب احاديث بسيار شد . او مردم را سوگند داد كه احاديث نوشتهء خود را پيش او بياورند . چون آوردند دستور داد همه را بسوزانند ! و گفت : ريسمان و دستاويزى
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 303
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٣٠٣