( 1 ) تصرف نكرده است . و قاسم بن محمد مىگفت : پسركم ! در آنچه تو مىدانى چنين است .
قبيصة بن عقبه براى ما از گفتهء افلح بن حميد نقل مىكرد كه قاسم بن محمد مىگفته است * اختلاف نظر اصحاب رسول خدا براى مردم رحمت بود .
محمد بن معاويه نيشابورى از عبد الرحمان بن ابى موال به ما خبر داد كه مىگفته است * خود قاسم بن محمد را مىديدم كه آغاز روز به مسجد مىآمد ، نخست دو ركعت نماز مىگزارد سپس ميان مردم مىنشست و از او مسأله مىپرسيدند .
اسماعيل بن عبد الله بن ابى اويس به ما خبر داد كه عبد الرحمان بن ابى موال برايم نقل كرد كه * قاسم بن محمد صبح زود از خانه خود به مسجد مىآمد . نخست نماز مىگزارد و سپس براى پاسخگويى به مردم مىنشست و مردم هم كنار او مىنشستند .
عبد الله بن مسلمة بن قعنب حارثى و خالد بن مخلد بجلى هر دو از گفتهء سليمان بن بلال ، از ربيعة بن ابى عبد الرحمان براى ما نقل كردند كه مىگفته است * قاسم بن محمد بسيار ناتوان شده بود آن چنان كه از منزل خود در مكه سوار مىشد و چون كنار مسجد خيف منى مىرسيد پياده مىشد و از آن جا پياده براى رمى جمرات مىرفت و ريگ مىزد و سپس پياده به كنار مسجد مىآمد و سوار مىشد .
ابو عامر عبد الملك بن عمرو عقدى از قول افلح براى ما نقل كرد كه مىگفته است * نقش نگين مهر قاسم بن محمد نام خودش بود .
عبد الله بن مسلمة بن قعنب هم از افلح بن حميد به ما خبر داد كه * انگشترى و نگين انگشترى قامس بن محمد نقره بود و بر آن نام قاسم و نام پدرش كنده شده بود .
عبيد الله بن موسى از حنظلة براى ما نقل كرد كه مىگفته است * بر دست قاسم بن محمد انگشترى سيمين ديدم و حلقهاى داشت كه بر آن نامش كنده شده بود .
فضل بن دكين از سفيان بن حنظلة براى ما نقل كرد كه مىگفته است * انگشترى قاسم بن محمد سيمين بود . آن را در انگشت كوچك دست چپ مىكرد و نقش آن « قاسم بن محمد » بود .
معن بن عيسى از محمد بن هلال براى ما نقل كرد كه مىگفته است * قاسم بن محمد را ديدم كه موى سبيل خود را به راستى كوتاه مىكرد و نمىگذاشت بلند شود .
معن بن عيسى از مختار بن سعد احول بردهء آزاد كرده و وابستهء بنى مازن به ما خبر داد كه مىگفته است * ناخنهاى قاسم بن محمد را هميشه سپيد مىديدم و هرگز زردى حنا
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 305
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٣٠٥