( 1 ) مسور بن مخرمة بن نوفل بن اهيب بن عبد مناف بن زهرة است و مادر مادرش جويرية دختر عبد الرحمان بن عوف است . و امّ عبد الله كه مادرش امة الرحمان دختر ديگر مسور بن مخرمة است . و ابراهيم و امّ ابراهيم و ام ابيها و ربيحة كه مادرشان هند دختر عبد الرحمان بن عبيد الله بن عثمان بن عمرو بن كعب بن سعد بن تيم بن مرّة است . و عبد الله كه مادرش فاختة دختر كليب بن جزّى بن معاويه بن خفاجة بن عمرو بن عقيل است . و عمر كه مادرش كنيزى است . و دخترى ديگر كه او را مروان بن محمد بن مروان بن حكم به همسرى گرفت و اين پيش از آن بود كه به خلافت برسد و اين زن در زمان حيات مروان درگذشت .
طلحة بن عبد الله به حكومت مدينه گماشته شد و سعيد بن مسيب مىگفته است : كسى چون او بر ما حكومت نكرده است . طلحه مردى كريم و بخشنده بود . فرزدق شاعر چون به مدينه آمد ، نخست در مدح او شعر سرود و سپس افراد ديگرى از قريش را ستود . طلحه هزار دينار به او بخشيد و فرزدق چون پيش ديگران رفت از او پرسيدند كه طلحه چه مقدار به او داده است ، گفت هزار دينار ، آنان هم ناچار براى اينكه هدف هجو قرار نگيرند و نيز خوش نمىداشتند كمتر از او بدهند گاه با زحمت همان هزار دينارى را كه طلحه داده بود ، مىدادند و مىگفتند : طلحه مردم را به زحمت انداخته است .
طلحه هر گاه ثروت داشت در خانهاش را گشوده مىداشت و مردم و دوستانش پيش او مىآمدند و به آنان جايزه و مركوب و خوراك مىداد . هر گاه چيزى نداشت در خانهاش را مىبست و هيچ كس هم پيش او نمىآمد . يكى از خويشانش گفت : در دنيا هيچ مردمى بدتر از ياران تو نيست كه هر گاه چيزى دارى پيش تو مىآيند و چون چيزى ندارى پيش تو نمىآيند . گفت : در دنيا بهتر از ايشان كسى نيست زيرا اگر در حال تنگدستى و فقر ما پيش ما بيايند ، براى پذيرايى از ايشان به زحمت مىافتيم . بنابر اين در آن حال از آمدن پيش ما خوددارى مىكنند و اين كار پسنديده و خوبى است كه انجام مىدهند . طلحه از عمويش عبد الرحمان بن عوف و از ابو هريره و ابن عباس روايت نقل كرده است . او مردى مورد اعتماد و بسيار حديث است . او به سال نود و هفت هجرت در مدينه در هفتاد و دو سالگى درگذشت .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٧٧