تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
( 1 ) مادرشان رملة دختر شيبة بن ربيعة بن عبد شمس است . و سليمان اصغر كه مادرش ام سلمه دختر حبيب بن بحير بن عامر بن مالك بن جعفر بن كلاب است . و سعيد كه مادرش مريم دختر عثمان بن عفان است و مادر مادرش نائلة دختر قرافصه بن احوص از قبيله كلب است . و عتبه و عتبهء ديگر و مريم كه مادران ايشان كنيز بوده‌اند . و ابراهيم كه مادرش دختر سلمة بن قيس بن علاثة بن عوف بن احوص بن جعفر بن كلاب است . و جرير و ام سعيد كه مادرشان عايشه دختر جرير بن عبد الله بجلى است . و رمله و ام عثمان و اميمه كه مادر اين دخترانش اميمة دختر عامر بن مالك بن عامر بن عمرو بن ذبيان بن ثعلبة بن عمرو بن يشكر از قبيله بجيلة است و او خواهر ابو اراكه است . . . [ 1 ] و آن همان رواع دختر جرير بن عبد الله بجلى است . و حفصة و عايشه كبرى و ام عمرو و ام يحيى و فاخته و ام حبيب كبرى و ام حبيب صغرى و ام كلثوم و سارة و ام داود و ام سليمان و ام ابراهيم و حميده كه مادران اينان كنيز بوده‌اند . عايشه صغرى كه مادرش ام حبيب دختر بجير بن عامر بن مالك بن جعفر بن كلاب است . هنگامى كه پيامبر رحلت فرمودند سعيد بن عاص حدود نه سال داشت . پدرش عاص بن سعيد در جنگ بدر در حالى ك كافر و همراه كافران بود كشته شد . روزى عمر بن خطاب به سعيد بن عاص گفت : تو را چه مىشود كه از من روگردانى گويا چنين مىپندارى كه پدرت را من كشته‌ام . او را على بن ابى طالب كشته است و اگر من هم او را كشته بودم هرگز از كشتن شخص مشركى معذرت خواهى نمىكردم ولى توجه داشته باش كه من دايى خود عاص بن هشام بن مغيره را به دست خود كشتم . سعيد گفت : اى امير المؤمنين بر فرض كه تو او را كشته بودى تو بر حق بودى و او بر باطل ، و اين سخن عمر را از او راضى و خشنود كرد . وليد بن عطاء اغرّ و احمد بن محمد بن وليد ازرقى هر دو از يحيى بن سعيد اموى ، از جدش نقل مىكنند كه مىگفته است * سعيد بن عاص پيش عمر بن خطاب آمد و از او تقاضا كرد مقدارى بر زمين خانه‌اش كه در ناحيهء بلاط و همراه زمينهاى عموهايش در عهد پيامبر ( ص ) بود بيفزايد . عمر گفت : فردا صبح به نماز بيا و با من نماز بگزار زودتر هم بيا و سپس خواستهء خود را به من بگو . سعيد مىگويد همچنان كردم و چون خواست برگردد به او گفتم : اى امير المؤمنين آن خواستهء من كه گفتى تذكر دهم . عمر همراه من راه افتاد و گفت : به خانه‌ات برويم و چون به خانه رسيديم بر زمين خانهء من مقدارى افزود و با پاى خود براى
هامش
[ 1 ] . افتادگى در متن است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 151 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد