( 1 )
طبقهء نخست از تابعين اهل مدينة
. . . . . . . . شب را به صبح آوردند [ 1 ] و سپس حركت كرد گويى هم اكنون به رانش مىنگرم كه ضمن آنكه شترش را با چوگان خويش اين چنين مىجنباند ، آشكار شد . سفيان بن عيينه مىگويد : اين شخص سعيد بن عبد الرحمان بن يربوع است و اين اشتباه و غلط است و او عبد الرحمان بن سعيد بن يربوع مخزومى است .
عبد الرحمان بن حارث
ابن هشام بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن مخزوم بن يقظه بن مره . مادرش فاطمه دختر وليد بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن مخزوم است . كنيه او ابو محمد است و به هنگام رحلت پيامبر ( ص ) ده ساله بوده است . پدرش حارث بن هشام در طاعون عمواس در شام به سال هيجدهم هجرت درگذشت و پس از او عمر بن خطاب با همسرش فاطمه دختر وليد بن مغيره كه همان مادر عبد الرحمان است ازدواج كرد . عبد الرحمان در خانه و تحت تربيت عمر بود و مىگفت : پرورش دهندهيى بهتر از عمر بن خطاب نديدهام و او از عمر روايت مىكرد .
عبد الرحمان خانهيى بزرگ در مدينه داشت و مردى شريف و بخشنده و توانگر بود و به روزگار حكومت معاوية بن ابى سفيان در مدينه درگذشت . او در جنگ جمل همراه عايشه بود و عايشه مىگفت : اگر در خانهء خود مىنشستم و به بصره نمىرفتم براى من بهتر و دوست داشتنىتر از اين بود كه از پيامبر ( ص ) ده پسر مىداشتم كه همچون عبد الرحمان بن حارث بن هشام باشند .
اسماعيل بن عبد الله بن ابى اويس مدنى از قول پدرش ، از ابو بكر بن عثمان مخزومى كه از خاندان يربوع است نقل مىكند كه * نام اصلى عبد الرحمان بن حارث ، ابراهيم بوده است . او در دورهء حكومت عمر هنگامى كه عمر تصميم گرفت نامهاى اشخاصى را كه نام پيامبران است تغيير دهد پيش عمر آمد و عمر نام او را به عبد الرحمان تغيير داد و تا امروز
هامش
[ 1 ] . در همه چاپهاى طبقات اين افتادگى موجود است .