تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
( 1 )

ابو اسيد ساعدى

نامش مالك بن ربيعة بن اليدى بن عامر بن عوف بن حارث بن خزرج بن ساعده است . مادرش عمرة دختر حارث بن حبل بن امية بن حارثة بن عمرو بن خزرج بن ساعده است . ابو اسيد داراى دو پسر به نامهاى اسيد اكبر و منذر بوده است كه مادرشان سلامه دختر وهب بن سلامة بن اميه بن حارثة بن عمرو بن خزرج بن ساعده است . پسر ديگرى هم به نام غليظ داشته است كه مادرش سلامه دختر ضمضم بن معاوية بن سكن از خاندان فزاره از قبيلهء قيس است . پسرى ديگر به نام اسيد اصغر داشته كه مادرش كنيز است . دخترى به نام ميمونه داشته كه مادرش فاطمه دختر حكم از خاندان بنى ساعده و طايفهء بنى قشته است . دخترى ديگر به نام حبّانة كه مادرش رباب از خاندان محارب بن خصفة از قيس عيلان است . و دو دختر ديگر به نامهاى حفصه و فاطمه كه مادرشان كنيزى است و پسرى ديگر به نام حمزه كه مادرش سلامه دختر والان بن معاوية بن سكن بن خديج از بنى فزاره و قبيلهء قيس عيلان است . ابو اسيد در جنگهاى بدر و احد و خندق و تمام جنگهاى ديگر همراه پيامبر ( ص ) بوده است و روز فتح مكه هم پرچم بنى ساعده در دست او بوده است . واقدى از ابىّ بن عباس بن سهل بن سعد ساعدى ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * ابو اسيد ساعدى را پس از اينكه كور شده بود ، ديدم كه گوژپشت و كوچك شده و تمام موهاى سر و ريش او سپيد بود ، و سرش داراى موى زياد و پر پشت بود . قبيصة بن عقبه از سفيان ، از محمد بن عجلان ، از عبد الله بن ابى رافع نقل مىكند كه مىگفته است * ابو اسيد را ديدم كه سبيل خود را چندان كوتاه كرده بود كه انگار تراشيده است . ابو قطن عمرو بن هيثم از ابن ابى ذئب ، از عثمان بن عبيد الله نقل مىكند كه مىگفته است * در مكتبخانه بودم ، ابو اسيد را ديدم كه ريش خود را رنگ زرد كرده بود . يزيد بن هارون از ابن ابى ذئب ، از عثمان بن عبيد الله نقل مىكند كه مىگفته است * در مكتبخانه بوديم ابو اسيد و ابو هريره و ابو قتادة و ابن عمر را ديدم كه از كنار ما گذشتند و از ايشان بوى عبير احساس كرديم كه همان خلوق است و با آن ريشهاى خود را زرد مىكردند .