( 1 ) برادرى بستهاند . واقدى مىگويد : اين سخن ابن اسحاق چگونه ممكن است صحيح باشد ؟
زيرا پيامبر ( ص ) پيش از جنگ بدر ميان ياران خود عقد برادرى بستند و در آن هنگام ابو ذر در مدينه حضور نداشته است و ابو ذر در جنگهاى بدر و احد و خندق شركت نكرده است ، و پس از آن به مدينه و به محضر پيامبر آمده است و پس از جنگ بدر با نزول آيهء ميراث مسألهء اخوّت و برادرى بدان گونه از بين رفته است ، و به هر حال خداوند داناتر است كه چگونه بوده است . منذر بن عمرو در جنگهاى بدر و احد شركت كرده است و رسول خدا ( ص ) او را به فرماندهى گروهى كه به منطقهء بئر معونة اعزام شدهاند ، گماشتهاند و منذر در آن جنگ كه در ماه صفرى كه سى و ششمين ماه هجرت بوده اتفاق افتاده است ، شهيد شده است ، و پيامبر ( ص ) مىفرمودهاند : منذر اسب خود را براى آنكه شهيد شود به حركت در آورد ، يعنى در حالى كه با مرگ و شهادت آشنا بود و مىدانست شهيد خواهد شد حركت كرد .
يعقوب بن ابراهيم بن سعد از قول پدرش ، از صالح بن كيسان ، از ابن شهاب نقل مىكند كه مىگفته است عبد الرحمن بن عبد الله بن كعب بن مالك و گروهى از اهل علم برايم نقل كردهاند كه * منذر بن عمرو ساعدى در جنگ بئر معونه شهيد شد و دربارهء او گفته شده است كه اسب خود را براى نيل به شهادت به حركت در آورد .
عامر بن طفيل از بنى سليم بر ضد مسلمانان يارى خواست و همه را كشت غير از عمرو بن اميّة ضمرى كه او را گرفت و سپس آزاد كرد و چون عمرو بن اميه به حضور پيامبر آمد ، به او فرمودند : از ميان همهء ايشان فقط تو برگشتى ؟ !
ابو دجانة
نامش سماك بن خرشة بن لوذان بن عبد ود بن زيد بن ثعلبة بن خزرج بن ساعده است .
مادرش حزمة دختر حرملة و از خاندان زعب از قبيلهء بنى سليم بن منصور است . ابو دجانه داراى پسرى به نام خالد است كه مادرش آمنه دختر عمرو بن اجشّ از خاندان بهز و از قبيلهء سليم بن منصور است . رسول خدا ميان ابو دجانة و عتبة بن غزوان عقد برادرى بستند .
ابو دجانه در جنگ بدر شركت كرد و بر سر خود دستمالى سرخ بسته بود .
واقدى از موسى بن محمد بن ابراهيم ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است