تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
( 1 ) احمد بن ابراهيم از ابو فضالة ، از عبد الخبير بن اسماعيل بن محمد بن ثابت بن قيس بن شماس ، از پدرش ، از جدش نقل مىكند * در جنگ بنى قريظه مردى از انصار به نام خلاد كشته شد . پيش مادرش رفتند و گفتند : اى مادر خلاد ، خلاد كشته شد . و مادر در حالى كه بر چهرهء خود نقاب انداخته بود آمد . گفتند : خلاد كشته شده است و تو با سر و روى پوشيده و با نقاب آمده‌اى ؟ گفت : اگر خلاد را از دست داده و به مصيبت او گرفتار آمده‌ام شرم و حياى من كه از دست نشده است . [ 1 ] و چون اين خبر را به پيامبر ( ص ) دادند ، فرمودند : همانا او را پاداش دو شهيد است . گويد ، به پيامبر عرض شد چرا ؟ فرمود : چون او را اهل كتاب كشته‌اند .

بشير بن سعد

ابن ثعلبة بن خلّاس بن زيد بن مالك اغر بن ثعلبة بن كعب . مادرش انيسة دختر خليفة بن عدى بن عمرو بن امرى القيس بن مالك اغر است . بشير پسرى به نام نعمان داشته كه كنيهء او مأخوذ از اوست و دخترى به نام ابيّة كه مادر آن دو عمره دختر رواحه ، خواهر عبد الله بن رواحه است . اعقاب بشير باقى مانده‌اند . بشير در دورهء جاهلى خط عربى مىنوشت با آنكه نگارش ميان اعراب اندك بوده است . به روايت همگان بشير در بيعت عقبه همراه هفتاد تن از انصار بوده است ، و در بدر و احد و خندق و همهء جنگهاى ديگر پيامبر همراه بوده است . واقدى از عبد الله بن حارث بن فضيل ، از پدرش نقل مىكند * رسول خدا ( ص ) بشير بن سعد را به فرماندهى سى نفر در شعبان سال هفتم به قبيلهء مرّة كه در ناحيهء فدك بود ، اعزام فرمودند . افراد قبيلهء مره با آنان جنگى سخت كردند و گروهى از ياران بشير كشته شدند و گروهى گريختند و بشير جنگى سخت و پايدارى كرد و پى پاشنه‌هايش زده شد و تصور كردند كه مرده است و او شبانه خود را كشان كشان به فدك رساند و چند روزى پيش يهودىاى ماند و سپس به مدينه برگشت . [ 2 ] واقدى از يحيى بن عبد العزيز ، از بشير بن محمد بن عبد الله بن زيد نقل مىكند * پيامبر ( ص ) بشير بن سعد را به فرماندهى سيصد مرد به نواحى يمن ( با يمن اشتباه نشود ) و
هامش
[ 1 ] . اين بانوى بزرگوار ، دختر عباده و خواهر سعد بن عبادة و از خاندانهاى بسيار اصيل خزرج است . م . [ 2 ] . براى اطلاع بيشتر از اين سريه ر ك : واقدى ، مغازى ، ج 2 ، ص 723 ، و ترجمهء آن - م .