تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
( 1 ) يزيد بن هارون از مسلم بن سعيد ثقفى ، از خبيب بن عبد الرحمن بن خبيب ، از قول پدرش ، از جدش نقل مىكند كه مىگفته است * من و مردى از خويشاوندانم به حضور پيامبر ( ص ) كه عازم جنگى بود ، رسيديم و هنوز مسلمان نشده بوديم . گفتيم : شرم مىكنيم كه قوم ما به جنگى بروند و ما با ايشان نباشيم . پيامبر فرمودند : آيا شما مسلمان شده‌ايد ؟ گفتيم : نه . فرمودند : ما از مشركان براى جنگ با مشركان يارى نمىجوييم . گويد : مسلمان شديم و همراه ايشان در جنگ حاضر شديم . مردى را كشتم كه او هم بر من ضربتى زد كه نشانه‌اش بر من باقى است . بعدها با دختر آن مرد ازدواج كردم كه هميشه با شوخى مىگفت : زنده باد مردى كه تو را چنين زخمى زده است ، و من مىگفتم : زنده باد مردى كه پدرت را شتابان به جهنم فرستاد . معن بن عيسى از مالك بن انس ، از فضيل بن ابى عبد الله ، از عبد الله بن نيار ، از عروة ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * هنگامى كه رسول خدا براى جنگ بدر بيرون رفتند چون به سنگلاخ وبرة [ 1 ] رسيدند ، مردى كه معروف به چابكى و دليرى بود به آن حضرت پيوست كه ياران پيامبر از ديدار او خشنود شدند . آن مرد به پيامبر گفت : آمده‌ام كه همراه شما باشم و كشته شوم . پيامبر فرمودند : آيا به خدا و رسولش ايمان مىآورى ؟ گفت : نه . فرمود : برگرد كه ما از مشرك يارى نمىجوييم . عايشه گويد : رسول خدا ( ص ) حركت فرمود و چون به محل شجره [ 2 ] رسيد باز آن مرد بيامد و سخن خود را باز گفت و پيامبر ( ص ) همان‌گونه پاسخ فرمود و بازگشت و چون به بيداء [ 3 ] رسيدند باز آمد و همان گونه گفت . پيامبر فرمودند : آيا به خدا و رسولش ايمان مىآورى ؟ گفت : آرى . فرمود : حركت كن . واقدى مىگويد : همان شخص خبيب بن يساف بود و مسلمان شدن او چندان به تأخير افتاد كه رسول خدا براى بدر حركت فرمودند و او به ايشان پيوست و در راه مسلمان شد . او در بدر و احد و خندق و تمام جنگهاى پيامبر همراه بود و در دورهء حكومت عثمان درگذشت . او پدر بزرگ خبيب بن عبد الرحمن بن خبيب بن يساف است كه عبيد الله بن عمرو
هامش
[ 1 ] . نام جايى از حومهء مدينه است و كنار چشمهء آبى قرار دارد و داراى نخلستان است . ر ك : ياقوت ، معجم البلدان ، ج 8 ، ص 392 - م . [ 2 ] . شجرة ، از منطقهء ذو الحليفه و شش ميلى مدينه و محل احرام بستن پيامبر ( ص ) براى حج و ميقات مردم مدينه است . ر ك : قاضى نعمان مغربى ، دعائم الاسلام ، ج 1 ، چاپ مصر ، 1963 ، ص 297 - م . [ 3 ] . بيداء ، نام سرزمينى داراى شنهاى نرم بعد از ذو الحليفة و ميان مكه و مدينه است . ر ك : ياقوت ، معجم ، ج 2 ، ص 326 - م .