تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
( 1 ) غرق شدن شهادت است ، مرگ زن به هنگام زايمان فرزند شهادت است . محمد بن فضيل بن غزوان ضبّى از حصين ، از عامر ، از نعمان بن بشير نقل مىكند * عبد الله بن رواحه در طى بيمارىاش بيهوش شد . خواهرش شروع به گريستن كرد و مىگفت : واى بر من كه كوه استوار خود را از دست دادم ، واى بر من و همين گونه چيزهايى مىشمرد و تكرار مىكرد . چون ابن رواحه به هوش آمد گفت : هر چه تو مىگفتى فرشتگان به من مىگفتند آيا تو چنينى . ابو قطن عمرو بن هيثم از ابو حره ، از حسن بصرى نقل مىكند * عبد الله بن رواحه بيهوش شد يكى از زنانش گفت : واى بر كوه استوار من ، واى بر عزت من . فرشتگان به عبد الله بن رواحه گفتند : آيا تو كوه استوار و عزت اويى ؟ و چون به هوش آمد گفت : آنچه در بارهء من گفتيد از من مىپرسيدند . عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از ابو عمران جونى نقل مىكند * عبد الله بن رواحه در طى بيمارىاش بيهوش شد . رسول خدا ( ص ) به عيادتش آمدند و عرضه داشتند : پروردگارا اگر اجل او رسيده است سكرات مرگ را بر او آسان فرماى و گر نه شفايش عنايت كن . عبد الله بن رواحه احساس سبكى كرد و چشم گشود و گفت : اى رسول خدا ، مادرم مىگفت واى بر كوه استوار من ، واى بر پشت و پناه من و فرشته‌اى گرزى آهنى در دست داشت و مىگفت تو چنينى ؟ و اگر مىگفتم آرى ، با آن به من مىكوفت . عفان بن مسلم از ديلم بن غزوان [ 1 ] از ثابت بنانى ، از انس بن مالك نقل مىكند كه مىگفته است * جنگى پيش آمد و عبد الله بن رواحه چنين سرود : « اى نفس نبينم كه بهشت را خوش نداشته باشى و به خدا سوگند مىخورم كه به هر حال در كام مرگ فرو خواهى شد ، چه دلت بخواهد و چه آن را مكروه داشته باشى » [ 2 ] . واقدى از محمد بن صالح بن دينار ، از عاصم بن عمر بن قتادة و عبد الجبار بن
هامش
[ 1 ] . ذهبى در ميزان الاعتدال ، ج 2 ، ص 29 ، زير شمارهء 2686 ، از قول ابو حاتم رازى مىگويد احاديث نقل شده از طرف او عيبى ندارد - م . [ 2 ] .يا نفس الا اراك تكرهين الجنّة * اخلف باللّه لتنزلنّه طائعة او لتكرهنّهبراى اطلاع بيشتر از اشعار او ، ر ك : آمدى ، المؤتلف و المختلف ، چاپ كرنكو ، ص 126 و واقدى ، مغازى ، ج 2 ، ص 759 - 757 - م .