( 1 ) گفت : راست گفتى به جان خودم شايسته نيست پس از مرگ سعد بن معاذ براى هيچ كس گريه كنم ، آن هم با گفتار رسول خدا ( ص ) دربارهء سعد . عايشه مىگويد : به او گفتم پيامبر در بارهء سعد چه فرمود ؟ او همچنان كه ميان من و رسول خدا ( ص ) راه مىرفت گفت : پيامبر فرمود : « عرش خداوند در مرگ سعد بن معاذ به اهتزاز درآمد » .
يزيد بن هارون از اسماعيل بن ابى خالد ، از اسحاق بن راشد ، از قول بانويى از انصار به نام اسماء دختر يزيد بن سكن نقل مىكند * پيامبر ( ص ) به مادر سعد بن معاذ فرمود : آيا اشك چشم تو خشك نمىشود و اندوهت از ميان نمىرود ، با آنكه پسرت نخستين كس است كه خداوند بر او لبخند زده و عرش براى او به اهتزاز آمده است .
يزيد بن هارون از سليمان تيمى ، از حسن بصرى نقل مىكند * پيامبر ( ص ) فرمود :
عرش خداوند رحمان براى شادى روح سعد بن معاذ به اهتزاز درآمد . گويد : كلمات « براى شادى » تفسيرى است كه خود حسن بصرى كرده است .
عبيد الله بن موسى هم از اسرائيل ، از ابو اسحاق ، از قول مردى ، از حذيفة نقل مىكند * رسول خدا ( ص ) پس از مرگ سعد بن معاذ فرمود : عرش براى روح سعد به اهتزاز درآمد .
حفص بن عمر حوضى و عبد العزيز بن عبد الله اويسى كه هر دو از بنى عامرند از يوسف بن ماجشون ، از پدرش ، از عاصم بن عمر بن قتاده از قول مادر بزرگش رميثة [ 1 ] نقل مىكند كه مىگفته است * روز مرگ سعد بن معاذ چنان به پيامبر ( ص ) نزديك بودم كه اگر مىخواستم مىتوانستم مهر نبوت را بر دوش آن حضرت ببوسم و شنيدم مىفرمود : عرش خداوند رحمان براى سعد بن معاذ به اهتزاز درآمد .
كثير بن هشام هم از جعفر بن برقان ، از يزيد بن اصمّ نقل مىكند * چون سعد بن معاذ درگذشت و جنازهاش را مىبردند پيامبر فرمود : عرش براى جنازهء سعد به اهتزاز درآمد .
وكيع بن جراح از سفيان ، از ابو اسحاق ، از براء نقل مىكند * براى پيامبر پارچهء حريرى آوردند . ياران رسول خدا از نرمى آن پارچه تعجب كرده بودند و پيامبر فرمود :
همانا دستمالهاى سعد بن معاذ در بهشت از اين نرمتر است .
عبيد الله بن موسى و فضل بن دكين از اسرائيل ، از ابو اسحاق ، از براء نقل مىكردند * پارچهء ابريشمى به رسول خدا اهداء شد . ما شروع به دست كشيدن بر آن كرديم و از نرمى
هامش
[ 1 ] . دختر عمرو بن هاشم بن مطلب بن عبد مناف است . براى اطلاع بيشتر ر ك : ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 5 ، ص 409 - م .