تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
( 1 ) است بتوان به فرياد شما سريع پاسخ داد ، يا شما به فرياد ما پاسخ دهيد . پيامبر ( ص ) از آمدن ايشان آگاه شد . نزد آنان رفت و نشست و فرمود : آيا موافق‌ايد به كارى بهتر اقدام كنيد ؟ گفتند : چه كارى ؟ فرمود : من فرستادهء خدايم و خداوند مرا به سوى بندگان خويش گسيل فرموده است كه آنان را به پرستش خداوند دعوت كنم و به او شرك نورزند و بر من قرآن نازل شده است . اياس بن معاذ كه نوجوانى بود گفت : اى قوم به خدا سوگند اين كار بهتر از كارى است كه براى آن آمده‌ايد . ابو الحيسر مشتى ريگ برداشت و به چهرهء اياس پاشيد و گفت : اين چه سخنى است ، در اين صورت هيچ نمايندگانى بدتر از ما نخواهند بود ، ما بيرون آمده‌ايم كه بتوانيم پيمان قريش را براى جنگ با دشمن خود به دست آوريم ، در اين صورت بايد دشمنى قريش را هم با قوم خود فراهم آوريم و ضميمه دشمنى خزرج شود . واقدى از ابراهيم بن حصين ، از عبد الله بن ابو سفيان ، از قول پدرش نقل مىكند كه مىگفته است از محمد بن مسلمه و سلمة بن سلامة بن وقش و ابو الهيثم بن تيهان شنيدم كه همگى مىگفتند * پس از برگشتن آن گروه از مكه چيزى نگذشت كه اياس درگذشت و خود شنيديم كه به هنگام مرگ لا إله الا الله مىگفت و معتقد بودند كه اياس پس از شنيدن سخنان رسول خدا مسلمان شده است . واقدى مىگويد : ابو الحيسر و ياران او نخستين گروه انصارند كه با پيامبر ( ص ) ملاقات كردند و ديدار آن حضرت با ايشان در ذى المجاز بود . [ 1 ]

سعد بن زيد

سعد بن زيد بن مالك بن عبد بن كعب بن عبد الاشهل . كنيه‌اش ابو عبد الله است . مادرش عمرة دختر مسعود بن قيس بن عمرو بن زيد مناب بن عدى بن عمرو بن مالك بن نجار و از قبيلهء خزرج و از بانوانى است كه بيعت كرده بود . اعقاب سعد بن زيد تا امروز ( قرن سوم ) باقى مانده‌اند . واقدى سعد بن زيد را از هفتاد تنى مىداند كه همراه انصار در بيعت عقبه شركت
هامش
[ 1 ] . ذى المجاز ، نام بازارى است كه در عرفات در دورهء جاهلى به مدت هشت روز برپا مىشده است . ر ك : ياقوت ، معجم البلدان ، ج 7 ، ص 385 - م .