تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
( 1 ) شديم و خشت خام و آب فراهم ساختيم پيامبر ( ص ) جلو آمد . گور را كنار خانهء امروز عقيل كنده بوديم . پيامبر جنازهء سعد را كنار گور نهاد و بر آن نماز گزارد و مردم چندان آمده بودند كه تمام بقيع آكنده بود . واقدى از ابراهيم بن حصين بن عبد الرحمن ، از داود بن حصين ، از عبد الرحمن بن جابر ، از پدرش نقل مىكند * چهار تن وارد گور سعد بن معاذ شدند كه حارث بن اوس بن معاذ و اسيد بن حضير و ابو نائله سلكان بن سلامه و سلمة بن سلامة بن وقش بودند و رسول خدا ( ص ) كنار گور برپا ايستاده بود . چون جسد سعد را در گور نهادند ، چهرهء رسول خدا درهم شد و سه بار سبحان الله گفت و همهء مردم سبحان الله گفتند ، چندان كه بقيع به لرزه درآمد . سپس پيامبر ( ص ) سه بار تكبير گفت و اصحاب چنان تكبير گفتند كه بقيع لرزيد و چون از رسول خدا در اين باره پرسيدند فرمود : قبر چنان بر صاحب آن تنگ شد و چنان فشارى بر او آورد كه اندازه نداشت و اگر كسى از آن رهايى مىيافت همانان سعد از آن رهايى يافته بود ، و سپس خداوند متعال فشار را از او برداشت . واقدى مىگويد كس ديگرى غير از ابراهيم بن حصين براى من نقل كرد كه * جنازهء سعد بن معاذ را حارث بن اوس ( برادرزاده‌اش ) و اسيد بن حضير غسل دادند و سلمة بن سلامة آب مىريخت و پيامبر ( ص ) هم حاضر بودند . نخست او را با آب خالص و سپس با آب سدر و بعد با آب كافور غسل دادند و در سه پارچهء صحارى كفن كردند و كفن را خوب بر او پيچيدند . آن گاه تابوتى را كه مخصوص حمل مردگان و در محلهء نبيط بود آوردند و جسد را بر آن نهادند و چون آن را بلند كردند ، پيامبر ( ص ) را ديدند كه گوشه‌اى از تابوت را حمل مىفرمايد و همچنان از خانه تا بيرون بر دوش آن حضرت بود . واقدى از ابراهيم بن حصين و ابو بكر بن عبد الله بن ابى سبرة از مسور بن رفاعه قرظى نقل مىكند كه مىگفته است * چون سعد را در گور نهادند مادرش آمد بر او بنگرد ، مردم خواستند او را برگردانند ، پيامبر فرمود : آزادش بگذاريد . او آمد و پيش از آنكه روى جسد را بپوشانند و خاك بر لحد بريزند به پيكر فرزند نظر انداخت و گفت : تو را قربانى راه خدا حساب مىكنم و پيامبر ( ص ) همان كنار گور او را تسليت دادند . سپس پيامبر ( ص ) گوشه‌اى نشست و مسلمانان شروع به ريختن خاك و صاف كردن روى گور كردند و بر آن آب پاشيدند و در اين هنگام پيامبر ( ص ) آمد و كنار گور ايستاد و براى او دعا فرمود و برگشت . خالد بن مخلد بجلى و ابو بكر بن عبد الله بن ابى اويس هر دو از محمد بن موسى بن
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 361 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد