تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
( 1 ) هستند كه آنان هم اكنون منقرض شده‌اند و كسى از ايشان باقى نمانده است . ابو قيس نزديك بوده كه مسلمان شود او آيين حنيف را در شعر خود آورده است و پاره‌اى از صفات پيامبر ( ص ) را ذكر كرده است و در منطقهء يثرب به او « حنيف » مىگفته‌اند . محمد بن عمر واقدى از موسى بن عبيدة ربذى ، از محمد بن كعب قرظى و ابن ابى حبيبة ، از داود بن حصين ، از قول پير مردان خود و عبد الرحمان بن ابى الزناد ، از قول پدرش و عبد الرحمان بن عبد العزيز ، از عبد الله بن ابى بكر بن محمد بن عمرو بن حزم و همگان از قول ابو قيس بن اسلت مطالبى نقل مىكردند كه نتيجه و حاصل آن چنين بود كه * هيچ كس از قبيله‌هاى اوس و خزرج به اندازهء ابو قيس در جستجوى آيين حنفى نبود و هيچ كس بيش از او آن آيين را وصف نمىكرد . ابو قيس از يهوديان مدينه دربارهء دين پرسيد و آنان او را به آيين يهود فراخواندند و نزديك بود به ايشان بپيوندد ولى از پذيرش آن آيين خوددارى كرد و به شام رفت و به خاندان جفنة پيوست و آنان او را پذيرفتند و صله دادند . او از راهبان و احبار پرسيد و آنان او را به آيين خود دعوت كردند كه نپذيرفت و گفت : هرگز در اين آيين در نخواهم آمد . راهبى در شام به او گفت : گويا در جستجوى آيين حنيفى ؟ گفت : آرى همان را مىجويم . راهب گفت : اين موضوع در همان جا كه از آنجا آمده‌اى وجود دارد و آن آيين ابراهيم است . ابو قيس گفت : آرى من بر آيين ابراهيم هستم و همواره پيرو همان آيين خواهم بود تا بميرم . ابو قيس به حجاز برگشت و پس از مدتى براى عمره گزاردن به مكه رفت و آن جا زيد بن عمرو بن نفيل را ديد و به او گفت : به شام رفتم تا از آيين ابراهيم پرس و جو كنم به من گفته شد پشت سرت قرار دارد . زيد بن عمرو گفت : آرى من شام و جزيره و يهوديان يثرب را ديده‌ام آيين و دين همه‌شان باطل است و همانا دين همان دين ابراهيم است كه براى خداوند چيزى را شريك قرار نمىداد و به سوى اين خانه نماز مىگزارد و از آنچه براى غير خدا كشته مىشد ، نمىخورد . ابو قيس مىگفته است : كسى جز من و زيد بن عمرو بن نفيل بر آيين ابراهيم نيست ، و چون پيامبر ( ص ) به مدينه آمد قبيلهء خزرج و طوائفى از اوس كه خاندانهاى عبد الاشهل همه‌شان و خاندانهاى ظفر و حارثه و معاويه و عمرو بن عوف بودند مسلمان شدند و فقط آن گروهى از اوس كه به اوس الله معروف بودند و خاندانهاى وائل و خطمه و واقف و امية بن زيد بودند با ابو قيس همراه بودند و ابو قيس سالار و شاعر و خطيب و در جنگها فرمانده ايشان بود . او هم نزديك بود مسلمان شود و در شعر خود از آيين حنفى ياد مىكرد و