( 1 ) خدا من تو را در مورد اخبار آسمانى كه مىگويى تصديق مىكنم ، چگونه ممكن است در اين موضوع كه مىگويى گواهى ندهم و رسول خدا ( ص ) گواهى او را به جاى گواهى دو مرد پذيرفتند .
هشيم از زكرياء ، از شعبى و جويبر از ضحاك نقل مىكنند * پيامبر ( ص ) گواهى خزيمة بن ثابت را به جاى گواهى دو مرد پذيرفتند .
فضل بن دكين از زكرياء نقل مىكند كه مىگفته است از عامر شنيدم كه مىگفت * آن كسى كه پيامبر ( ص ) گواهى او را به جاى گواهى دو مرد پذيرفتهاند ، خزيمة بن ثابت بوده است . گويد ، پيامبر ( ص ) چيزى از مردى خريده بود ، و آن مرد گفت : گواهان خود را بر آنچه مىگويى بياور . و خزيمه گفت : اى رسول خدا من براى تو گواهى مىدهم . پيامبر فرمودند : علم تو در اين مورد چگونه است ؟ گفت : مىدانم كه شما جز حق نمىگوييد ما در مورد دين خود كه از اين بسيار مهمتر و برتر است به تو ايمان آورده و تو را امين مىشمريم و پيامبر شهادت او را تنفيذ فرمودند .
عمرو بن عاصم كلابى از همام بن يحيى ، از قتاده نقل مىكند * مردى چيزى را از پيامبر مطالبه كرد و مدعى شد كه از آن حضرت طلبكار است و پيامبر انكار فرمودند . خزيمة بن ثابت شهادت داد كه پيامبر صحيح مىگويند و آن مرد را حقى برايشان نيست . پيامبر گواهى او را تنفيذ فرمودند و سپس از او پرسيدند آيا حضور داشتى ؟ گفت : نه ، ولى يقين دارم كه شما هرگز دروغ نگفتهايد . گويد : پس از اين موضوع شهادت او را معادل شهادت دو مرد مىشمردند .
عثمان بن عمر از يونس بن يزيد ، از زهرى ، از ابن خزيمه ، از عمويش نقل مىكند * خزيمه در خواب چنان ديد كه گويى بر پيشانى پيامبر سجده مىكند و چون اين موضوع را به پيامبر گفت ، آن حضرت دراز كشيدند و فرمودند : خواب خود را عمل كن و او بر پيشانى ايشان سجده كرد .
عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از ابو جعفر خطمى ، از عمارة بن خزيمة بن ثابت نقل مىكند كه پدرش خزيمه مىگفته است * خواب ديدم كه گويى بر پيشانى پيامبر ( ص ) سجده مىكنم و چون اين خبر را به ايشان گفتم ، فرمودند : روح و روان با روح ملاقات نمىكند و سپس پيشانى خود را جلو آوردند و من پيشانى بر پيشانى ايشان نهادم .
محمد بن عمر واقدى مىگويد * رايت خاندان خطمه در فتح مكه بر دست و دوش
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 342
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٣٤٢