تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
( 1 ) گفت كسى كه او را ضربه زده است همان كسى است كه داراى عامهء زرد است . ابو عامر همچنان ابو موسى اشعرى را وصى خود قرار داد و رايت را به او سپرد و گفت : كمان و ديگر اسلحه مرا به حضور پيامبر ( ص ) تقديم كن ، و درگذشت . ابو موسى اشعرى با آنان جنگ كرد و خداوند فتح و پيروزى نصيب او كرد و قاتل ابو عامر را كشت و اسب و سلاح و ما ترك ابو عامر را به حضور پيامبر ( ص ) آورد . ايشان آنها را به پسرش عامر بخشيدند و عرضه داشتند : پروردگارا ابو عامر را بيامرز و او را از بلندپايگان امت من در بهشت قرار بده .

پسرش عامر بن ابى عامر

او از اصحاب پيامبر ( ص ) است و با ايشان در جنگها شركت كرده و روايت نقل كرده است .

ابو مالك اشعرى

مسلمان شد و از اصحاب پيامبر ( ص ) است و همراه ايشان در جنگها شركت كرده و از آن حضرت روايت نقل كرده است . سليمان بن عبد الرحمان دمشقى از وليد بن مسلم ، از يحيى بن عبد العزيز ازدى ، از عبد الله بن نعيم ازدى ، از ضحاك بن عبد الرحمان بن عزرب ، از ابو موسى اشعرى نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در جنگ هوازن براى ابو مالك اشعرى رايتى براى فرماندهى بر سواران بست و دستور فرمود كه به تعقيب قبيلهء هوازن كه گريخته و عقب‌نشينى كرده بودند برود . موسى بن اسماعيل از ابان بن يزيد بن عطار ، از يحيى بن ابى كثير ، از زيد ، از ابو سلام ، از ابو مالك اشعرى نقل مىكند * پيامبر ( ص ) فرموده‌اند : وضو گرفتن و طهارت بخشى از ايمان است . عفان بن مسلم از ابان ، از قتاده ، از شهر بن حوشب ، از عبد الرحمان بن غنم نقل مىكند * ابو مالك اشعرى ياران خود را جمع كرد و گفت : بياييد تا با شما نماز ام نسى بگزارم و ام نسى لقب مردى از اشعرىها بود . ابو مالك قدحى آب خواست ، نسخت سه بار دستهايش را شست و مضمضه و استنشاق كرد و سه بار چهره‌اش را شست و سه بار دو ساعد خود را
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 322 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد