( 1 ) عبد الله بن يزيد پدر عبد الرحمان مقرى از سعيد بن ابى ايوب و حيوة از ابو الاسود ، از بكير بن عبد الله ، از بشر بن سعيد ، از خالد بن عدى جهنى ، از رسول خدا ( ص ) روايت مىكند كه فرمودهاند * هر كس برادر دينى او برايش بدون اينكه مسألت كند و انتظار داشته باشد چيزى بفرستد ، آن را بپذيرد و رد نكند كه روزىاى است كه خداوند برايش فرستاده است .
ابو عبد الرحمان جهنى
او هم مسلمان شد و در زمرهء اصحاب پيامبر ( ص ) بود و از ايشان روايت مىكرد .
محمد بن عبيد طنافسى از محمد بن اسحاق ، از يزيد بن ابى حبيب ، از مرثد بن عبد الله يزنى ، از ابو عبد الرحمان جهنى نقل مىكند كه مىگفته است * در حالى كه ما حضور پيامبر ( ص ) بوديم دو سوار از دور پيدا شدند و چون پيامبر ( ص ) آن دو را ديدند ، فرمودند :
اين دو از قبيلهء كنده و مذحجى هستند و چون آن دو رسيدند ، معلوم شد هر دو مذحجى هستند . يكى از آن دو براى بيعت نزديك پيامبر آمد و چون دست آن حضرت را در دست گرفت ، گفت : اى رسول خدا به نظر شما پاداش كسى كه شما را مىبيند و به شما ايمان مىآورد و تصديق و پيروى مىكند چيست ؟ فرمودند : درخت طوبى براى اوست . او دست بر دست پيامبر كشيد و رفت و ديگرى پيش آمد و چون دست پيامبر ( ص ) را در دست گرفت كه بيعت كند ، گفت : اى رسول خدا به نظر شما پاداش كسى كه بدون اينكه شما را ديده باشد به شما ايمان آورد و تصديق و پيروى كند چيست ؟ پيامبر دو بار فرمودند : درخت طوبى براى اوست . او هم دست بر دست پيامبر ( ص ) كشيد و رفت .
عبد الله بن نمير از محمد بن اسحاق ، از يزيد بن ابى حبيب ، از مرثد بن عبد الله ، از ابو عبد الرحمان جهنى نقل مىكند * پيامبر ( ص ) فرمودهاند : هر سوارى كه به سوى يهوديان مىرود در سلام دادن به ايشان پيشى نگيرد و چون بر شما سلام دادند بگوييد و بر شما باد .
عبد الله بن خبيب جهنى
وى مسلمان شد و در زمرهء اصحاب پيامبر بود و از ايشان روايت مىكرد .
ابو عاصم ضحاك بن مخلد شيبانى و محمد بن اسماعيل بن ابى فديك مدنى از ابن