( 1 ) حجة الوداع ديدم كه از عرفات به سوى مشعر حركت فرمودند و در مشعر آتش برافروخته بودند . پيامبر ( ص ) به سوى آتش حركت كردند و نزديك آن فرو آمدند .
سويد بن صخر جهنى
از دير باز مسلمان شد . او هم در سريهاى كه پيامبر ( ص ) كرز بن جابر فهرى را به ذو الجدر و قبيلهء عرنه كه دست به غارت شتران شيرى پيامبر ( ص ) زده بودند ، فرستادند همراه بود . اين سريه در ماه شوال سال ششم هجرت بود . پس از آن هم در حديبيه شركت كرد و با پيامبر بيعت رضوان را زير درخت انجام داد . او هم يكى از چهار تنى است كه يكى از پرچمهاى چهارگانهاى را كه پيامبر ( ص ) براى آنان در فتح مكه بسته بودند بر دوش مىكشيد .
سنان بن و بر جهنى
او همپيمان بنى سالم انصار بود . در جنگ مريسيع همراه پيامبر ( ص ) بود و در همان جنگ در مورد آب كشيدن از چاه و اينكه كدام يك نخست دلو خود را به چاه درافكنند با جهجاه بن سعد ستيزه كرد و اختلاف آنان چنان شد كه هر يك قبائل خود را به يارى طلبيدند . سنان انصار را به يارى خواست و جهجاه ، قريش را . در آن روز عبد الله بن ابىّ بن سلول چنين گفت : « مىگويند اگر به مدينه برگرديم هر آينه اربابان عزت آنانى را كه خوارند از آن شهر بيرون خواهند كرد . [ 1 ] » و سخنان بسيار ديگرى هم گفت : زيد بن ارقم سخنان او را به اطلاع پيامبر ( ص ) رساند ، عبد الله بن ابىّ منكر آن شد و در اين مورد قرآن در مورد صحت گفتار زيد و تكذيب ابن ابىّ نازل شد .
خالد بن عدى جهنى
خالد مسلمان شد و در زمرهء اصحاب پيامبر ( ص ) بود و از ايشان روايت مىكرد .
هامش
[ 1 ] . آيهء 8 سوره شصت و سوم - منافقون - و براى اطلاع بيشتر به تفاسير قرآن مجيد ذيل آيهء مذكور و به بحث واقدى در مغازى ، ج 1 ، ترجمه به قلم اين بنده ، ص 309 مراجعه فرماييد - م .