( 1 )
عبد الله بن بدر بن زيد
ابن معاوية بن حسان بن اسعد بن وديعة بن مبذول بن عدىّ بن غنم بن ربعة بن رشدان بن قيس بن جهينه ، نام او عبد العزى بود ، پس از اينكه مسلمان شد نامش به عبد الله تغيير يافت . پدرش بدر بن زيد همان كسى است كه عباس بن مرداس سلمى از او در شعر خود نام برده است .
عبد الله بن بدر در سريهاى كه پيامبر ( ص ) كرز بن جابر فهرى را به ناحيهء ذو الجدر و قبيلهء عرنة كه دست به غارت شتران شيرى پيامبر زده بودند گسيل فرمودند همراه كرز بود . او هم يكى از چهار تنى است كه يكى از رايتهاى چهارگانهء قبيلهء جهينه را كه پيامبر ( ص ) روز فتح مكه براى ايشان بسته بودند بر دوش مىكشيد . عبد الله بن بدر ساكن مدينه بود و در آن شهر خانه داشت . گاهى هم در صحرا و كنار كوهستان قبيله كه از سلسله جبال جهينه است ساكن بود ، او از ابو بكر و . . . روايت كرده است و در دورهء حكومت معاوية بن ابى سفيان درگذشته است .
عمرو بن مرة بن عبس
ابن مالك بن محرث بن مازن بن سعد بن مالك بن رفاعة بن نصر بن غطفان بن قيس بن جهينه . از دير باز مسلمان شد و از اصحاب پيامبر ( ص ) است و همراه ايشان در جنگهايى شركت كرده و نخستين كسى است كه خود را به قبيلهء قضاعه يمن ملحق كرده است و در اين مورد يكى از بلوىها اين مصراع را سروده است : « در اين لجبازى كه عمرو مىگويد خود را هلاك مكنيد . [ 1 ] » فرزندان و اعقاب او در دمشق ساكناند .
سليمان بن حرب از بشر بن سرى ، از ابن لهيعه ، از ربيع بن سبره ، از پدرش ، از عمرو بن مره جهنى نقل مىكند * روزى پيامبر ( ص ) فرمودند : هر كس از قبيلهء معد است برخيزد ، من برخاستم . فرمودند : بنشين . باز فرمودند : هر كس از قبيلهء معد است برخيزد . برخاستم . گفتند :
بنشين . بار سوم هم همين گونه گفتند . من گفتم : اى رسول خدا ما از كدام قبيلهايم ؟ فرمودند :
شما از قضاعة بن مالك بن حميريد .
هامش
[ 1 ] . « فلا تهلكوا فى لجّةٍ قالها عمروٌ »