( 1 ) كشته شدن حارث و قاتل او را به ايشان فرمودند ، و آنان براى حركت به موته شتاب كردند و همين موضوع انگيزهء خروج مسلمانان به موته بود .
از خاندان قضاعة بن مالك بن عمرو بن مرة بن زيد بن حمير كه از اعقاب جهينة بن زيد بن ليث بن صود بن اسلم بن الحاف بن قضاعة است
عقبة بن عامر بن عبس جهنى
كنيهاش ابو عمرو است .
موسى بن اسماعيل از جرير بن حازم ، از ابن لهيعه ، از معروف بن سويد ، از ابو عشانة ، از عقبة بن عامر نقل مىكند * براى جرير بن حازم چنين املاء كردهاند كه عقبه مىگفته است به من خبر رسيد پيامبر ( ص ) به مدينه آمدهاند . من سرگرم چرانيدن چند گوسپند خود بودم ، آنها را به حال خود رها كردم و به حضور پيامبر آمدم و گفتم : آمدهام با شما بيعت كنم .
فرمودند : بيعتى به گونه بيعت اعراب باديهنشين يا بيعتى همراه با هجرت ؟ من بيعت كردم و حضور پيامبر ماندم . روزى پيامبر ( ص ) فرمودند : هر كس از قبيلهء معد اين جا حاضر است برخيزد . گروهى از مردان برخاستند . من هم همراه ايشان برخاستم . به من فرمودند : بنشين . و اين كار را دو يا سه بار با من تكرار فرمودند ، سرانجام گفتم : اى رسول خدا مگر ما از قبيلهء معد نيستيم ؟ فرمودند : نه . گفتم : ما از كدام قبيلهايم ؟ فرمودند : شما از شاخهء قضاعة بن مالك حمير هستيد .
ابو الوليد هشام طيالسى از ليث بن سعد ، از ابو عشانه نقل مىكند كه مىگفته است * عقبة بن عامر را ديدم با رنگ سياه موهايش را رنگ مىكرد و اين مصراع را مىخواند « بالاى موها را رنگ مىكنيم و ريشهء آن از پذيرش رنگ سر بر مىتابد . [ 1 ] »
محمد بن عمر واقدى مىگويد : عقبة بن عامر در جنگ صفين همراه معاويه بود و بعد به مصر كوچ كرد و آن جا خانهاى براى خود ساخت و در آخر روزگار معاوية بن ابى سفيان درگذشت .
هامش
[ 1 ] . « نغيّر اعلاها و تأبى اصولها »