( 1 ) روز اول ماه ربيع الآخر سال شصت و پنج در نخيله جمع شدند و لشكرگاه ساختند و سليمان بن صرد را بر خود فرمانروا ساختند و گفتند به شام مىرويم و خون حسين ( ع ) را مطالبه مىكنيم . آنان به توابين مشهورند و چهار هزار تن بودهاند و از نخيلة بيرون آمدند و خود را به عين الوردة كه در ناحيهء قرقيسياء است رساندند ، آن جا جمعى از مردم شام كه بيست هزار تن بودند و حصين بن نمير فرمانده ايشان بود ، به آنان برخوردند و جنگ كردند و سليمان بن صرد از اسب پياده شد و شروع به جنگ كرد . يزيد بن حصين بن نمير او را تيرى زد و كشت و چون سليمان بن صرد بر زمين افتاد ، گفت : سوگند به خداى كعبه رستگار شدم و بيشتر بلكه عموم يارانش كشته شدند و آنان كه باقى ماندند به كوفه بازگشتند . سر سليمان بن صرد و مسيب بن نجبه را ادهم بن محرز باهلى پيش مروان بن حكم برد . سليمان بن صرد هنگامى كه كشته شد نود و سه سال داشت . [ 1 ]
خالد الاشعر بن خليف
ابن منقذ بن ربيعة بن اصرم بن ضبيس بن حرام بن حبشية بن عمرو . او پدر بزرگ خرام بن هشام بن خالد كعبى است كه محمد بن عمر واقدى و عبد الله بن مسلمة بن قعنب و ابو النضر هاشم بن قاسم از او روايت نقل مىكنند . خرام در قديد ساكن بود .
خالد اشعر پيش از فتح مكه مسلمان شد و در فتح مكه همراه پيامبر ( ص ) بود و او و كرز بن جابر راهى غير از راهى را كه پيامبر از آن وارد مكه شدند پيمودند و راه را اشتباه كردند و گروهى از سواران مشرك به آن دو برخوردند و هر دو شهيد شدند . كسى كه خالد اشعر را كشت ، ابن ابى الاجدع جمحى بود .
هشام بن محمد بن سائب مىگويد : نامش جيش بن خالد اشعر است .
عمرو بن سالم بن حضيرة
ابن سالم از خاندان مليح بن عمرو بن ربيعه و شاعر بوده است و چون پيامبر ( ص ) در حديبيه فرمود آمدند ، عمرو چند گوسپند و شتر پروار به ايشان هديه داد ، و پيامبر فرمودند : خداوند
هامش
[ 1 ] . براى اطلاع بيشتر در مورد توابين و قيام سليمان بن صرد به نهاية الارب ، ج 7 ، ص 248 مراجعه فرماييد - م .