( 1 ) داده بود و گرد او حلقهاى از مردم نشسته بودند و او براى آنان حديث مىگفت : پرسيدم اين كيست ؟ گفتند : عمران بن حصين است .
محمد بن عمر واقدى و كسان ديگرى غير از او گفتهاند * عمران بن حصين از ابو بكر و عثمان روايت نقل مىكرده است و در بصره يك سال پيش از مرگ زياد بن ابيه درگذشته است ، زياد به روزگار حكومت معاوية در سال پنجاه و سه درگذشته است .
اكثم بن ابى الجون
نام و نسب او چنين است : عبد العزّى بن منقذ بن ربيعة بن اصرم بن ضبيس بن حرام بن حبشية بن كعب بن عمرو . و او همان كسى است كه پيامبر ( ص ) فرمودند : دجال را به من نشان دادند ، مردى گندمگون و داراى موهاى پيچيده بود و شبيهترين كسى كه به او ديدهام اكثم بن ابى الجون است . اكثم گفت : اى رسول خدا آيا شباهت من به او براى من زيان دارد ؟
فرمودند : نه كه تو مسلمانى و او كافر است .
سليمان بن صرد بن الجون
ابن ابى الجون و نام نسب ابى الجون را گفتيم كه چنين است : عبد العزى بن منقذ بن ربيعة بن اصرم بن ضبيس بن حرام بن حبشية بن كعب بن عمرو . كنيهء سليمان ، ابو مطرف است ، او اسلام آورد و از اصحاب پيامبر است . نامش يسار بود و چون مسلمان شد ، پيامبر ( ص ) او را سليمان نام گذاشتند . او ميان قوم خود شريف و داراى عمرى طولانى بود ، و پس از رحلت پيامبر ( ص ) به كوفه كوچ كرد و همراه مسلمانان ديگر ساكن آن شهر شد و همراه على بن ابى طالب عليه السلام در جنگهاى جمل و صفين شركت كرد و از جمله كسانى بود كه به حسين بن على ( ع ) نامه نوشت كه به كوفه بيايد ، و چون او به كوفه آمد ايشان از يارى او خوددارى كردند ، او هم از همراهى با امام حسين خوددارى كرد . سليمان مردى بسيار شكاك بود و در كارها بسيار درنگ مىكرد و چون حسين ( ع ) كشته شد . او و مسيب بن نجبه فزارى پشيمان شدند و پس از ايشان همهء كسانى كه امام حسين را يارى نداده بودند ، پشيمان شدند و گفتند راه توبه و رهايى از آنچه ما كرديم چيست ؟ همگى بيرون آمدند و